سلام دوست عزیز وارد حساب کاربری خود شوید
عصر حاضر را عصر مدیریت نامیدهاند. چرا که هر تصمیم یک مدیر میتواند طی یک روند سلسلهوار، دیر یا زود، سرنوشت تمام نهادهای جامعه را دستخوش تغییر نماید. لذا یکی از مسائل و مشکلات اجتماعی که طی سالهای اخیر توجه بسیاری از صاحبنظران و دستاندرکاران جوامع مختلف را به خود جلب کردهاست، عدم توجه و پایبندی سازمانها و مدیران به وظایف و مسئولیتهای اجتماعیشان است. امروزه مسئولیت اجتماعی شرکت مفهومی وسیعتر از فعالیتهای گذشته دارد. خاستگاه بحث مسئولیتهای اجتماعی، کشورهای صنعتی غربی است. مسئولیت اجتماعی به طور اعم، به مجموعه فعالیتهایی گفته میشود که صاحبان سرمایه و بنگاههای اقتصادی به صورت داوطلبانه، به عنوان یک عضو مؤثر و مفید در جامعه، انجام میدهند (لاوسن[۱]، ۲۵:۱۳۹۱).
یکی از خصوصیات علوم اجتماعی این است که دانشمندان این علم در خصوص پدیدههای اجتماعی تعریف واحدی از خود ارائه نمیکنند. بحث مسئولیتهای اجتماعی سازمان نیز از این امر مستثنی نیست. در زیر برخی از تعاریف مطرح شده برای مسئولیت اجتماعی را میخوانیم:
برای جمعبندی این تعاریف میتوان مسئولیت اجتماعی سازمانها را چنین تعریف کرد:
مسئولیتهای اجتماعی سازمانها عبارت است از الزام به پاسخگویی و ارضای توقعات گروههای ذینفع خارجی اعم از مشتریان، تأمینکنندگان، توزیعکنندگان، پاسداران محیط زیست و اهالی محل فعالیت واحد تولیدی/خدماتی، با حفظ منافع گروههای ذینفع داخلی اعم از مالکان یا سهامداران و کارکنان واحد.
در طیف گروههای ذینفع مرتبط با بنگاهها، میتوان این گروهها را مشاهده کرد: مالکان یا سهامداران، مدیران، کارکنان، مشتریان یا مصرفکنندگان، تأمینکنندگان، توزیعکنندگان، دستگاههای ناظر بر حسن اجرای قوانین، سازمانهای پاسدار محیط زیست، مردم محل فعالیت سازمان، دولت، رقبا، بانکها و موسسههای مالی، رسانهها، جامعه علمی و …..
امروزه مسئولیت اجتماعی شرکت مفهومی وسیع تر از فعالیتهای گذشته دارد. مسئولیت اجتماعی به طور اعم، به مجموعه فعالیتهایی گفته میشود که صاحبان سرمایه و بنگاه های اقتصادی به صورت داوطلبانه، به عنوان یک عضو مؤثر و مفید در جامعه، انجام می دهند.
گریفن و بارنی مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف می کنند؛ «مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان بایستی در جهت حفظ و مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می کند، انجام دهد». درک فرنچ و هینر ساورد[۲](۱۹۹۸) در کتاب: فرهنگ مدیریت در مورد مسئولیت اجتماعی می نویسند، «مسئولیت اجتماعی، وظیفه ای است بر عهده موسسات خصوصی، به این معنا که تأثیر سوئی بر زندگی اجتماعی که در آن کار می کنند، نگذارد. میزان این وظیفه عموماً مشتمل است بر وظایفی مانند: آلوده نکردن، تبعیض قائل نشدن در استخدام، نپرداختن به فعالیتهای غیراخلاقی و آگاه کردن مصرف کننده از کیفیت محصولات. همچنین وظیفه ای است مبتنی بر مشارکت مثبت در زندگی افراد جامعه.(لای و ادریس[۳]، ۵۱۷:۲۰۱۲).
شرایط امروز دنیا وكسب و كار ایجاب می كند تا سازمان ها و شركت ها، نوعی تعادل میان بخش های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی كسب وكارشان ایجاد كنند و به این ترتیب ، مسئولیت اجتماعی خود را جدی بگیرند . مسئولیت اجتماعی شركت ها فراتر رفتار سازمان بر اساس قانون است كه سازمان ملزم به انجام آن می باشد. مسئولیت اجتماعی شركت ها، را میتوان نگرشی متعالی به كسب وكار تعریف كرد كه اثرات اجتماعی یك سازمان بر جامعه را مورد تو جه قرار می دهد و هدف اصلی آن به دور هم جمع كردن اكثر بخش ها از جمله دولتی، خصوصی و داوطلبان برای همكاری با یكدیگر است (شاهینی، ۱۲۰:۱۳۹۰).
مفهوم مسئولیت اجتماعی هر روز بیشتر به عنوان یكی از مسئولیتهای سازمان جایگاه خود را پیدا میكند.این مفهوم اكنون نه به عنوان بخشی از مسئولیتهای قانونی سازمانها بلكه به عنوان یك رسم یا سنت مورد توجه قرار میگیرد.در ایران اگرچه این مفاهیم برای بسیاری از سازمانها ناشناخته است اما با سرعت كمی درحال نفوذ در سازمان ها می باشد. دوان[۵] این مطلب را چنین بیان می كند :
“مشكل اساسی اینجاست كه انگیزه های مالی كه شركت ها از بازار بورس می گیرند صرفا هم راستا با اهداف بلند مدت شان برای بقا نیستند.اعداد و ارقام سوددهی سالانه شركت ها كه جایگاهشان را در بازار بورس مشخص می كند، هیچ گونه تضمینی برای دستیابی به اهداف بلند مدت شان كه بی شك از طریق افزایش سطح رضایتمندی از مسئولیت اجتماعی شان میسر است، نمی باشد. یكی از راهكارهای مدیران برای پاسخگویی به این انتقادها روی آوردن به برنامه های خیرخواهانه است . برنامه های خیرخواهانه یكی از بارزترین گونه های مسئولیت اجتماعی شركت ها است كه بصورت اختصاص درصدی از سود شركت به سازمانهای غیرانتفاعی می باشد. اما با افزایش میزان برنامه های نوع دوستانه در سازمان ها، اكثر انتقاد های وارده در زمینۀ مسئولیت اجتماعی شركتی كماكان پا برجا هستند ، چرا كه منتقدین آنرا راهبردی جهت بهبود روابط اجتماعی سازمانها می دانند تا صرفا یك حركت بشردوستانه(نعمتی و دیگران، ۱۱۰:۱۳۸۹).
همانطور كه پورتر و كرامر[۶] بیان می كنند : ” آنچه به عنوان فعالیت های خیرخواهانه در سازمان ها اجرا می شوند نه از لحاظ استرتژیك واقعا موثراند و نه از لحاظ ذات خود برنامه خیرخواهانه”. با اینكه كمك های مالی شركت ها به سازمان های خیریه در ایالات متحده از ۱۲۵ میلیون دلار در سال ۱۹۹۰ به ۸۳۰ میلیون دلار در سال ۲۰۰۲ رسیده است ، با این حال بیشتر این مبالغ صرف هزینه های بازاریابی و روابط عمومی، به منظور هر چه پر رنگ تر كردن و معرفی این گونه برنامه ها شده است .به عنوان نمونه شركت فیلیپ موریس[۷] ، كه یكی از بزرگترین تولیدكنندگان تنباكو و سیگار در دنیا است در سال ۱۹۹۹ , ۷۵ میلیون دلار به سازمان های خیریه اختصاص داد ، حال آنكه در همان سال ۱۰۰ میلیون دلار برای معرفی و بازاریابی این حركت خیرخواهانه اش نمود (الوانی، ۱۳۹۱: ۲۱۷).
مفهوم مسئولیت اجتماعی هر روز بیشتر به عنوان یكی از مسئولیتهای سازمان جایگاه خود را پیدا میكند.این مفهوم اكنون نه به عنوان بخشی از مسئولیتهای قانونی سازمانها بلكه به عنوان یك رسم یا سنت مورد توجه قرار میگیرد. در ایران اگرچه این مفاهیم برای بسیاری از سازمانها ناشناخته است اما با سرعت كمی در سازمانها نفوذ میكند.شركتها بر این باورند كه اهمیت دادن آنها به مسولیت اجتماعیشان در باور خریداران نسبت به محصولی كه تولید میكنند هیچ تاثیری ندارد.هدف از این مقاله بررسی تاثیر گذاری مسئولیت اجتماعی شركتها بر رفتار مصرف كنندگان كه نهایتا منجر به خرید محصول از طرف آنان می شود.تعریف ما از مسئولیت اجتماعی مطابق با تعریف كارول است كه جنبه های اقتصادی،اخلاقی،قانونی و مسولیتهای خیرخواهانه را در برمی گیرد (زیارانی و سپاسی، ۱۸:۱۳۹۵).
به طور کلی، مسئولیت اجتماعی، تعهد تصمیم گیران برای اقداماتی است که علاوه بر تأمین منافع خود، موجبات بهبود رفاه جامعه را نیز فراهم می آورد. در این تعریف، چندین عنصر وجود دارد: اولاً، مسئولیت اجتماعی، یک تعهد است که مؤسسات باید در قبال آن پاسخگو باشند. ثانیاً، مؤسسات مسئولند از آلوده کردن محیط زیست، اعمال تبعیض در امور استخدامی، بی توجهی به تأمین نیازهای خود و تولید کردن محصولات زیان آور که به سلامت جامعه لطمه می زنند، بپرهیزند و سرانجام، سازمان ها باید با اختصاص منابع مالی و با اقداماتی از قبیل: کمک به فرهنگ کشور و مؤسسات فرهنگی و بهبود کیفیت زندگی، در بهبود رفاه اجتماعی بکوشند. در نهایت، مقصود از مسئولیت اجتماعی این است که چون سازمان ها تأثیر عمده ای بر اجتماع دارند، لاجرم چگونگی فعالیت آنها باید به گونه ای باشد که در اثر آن زیانی به جامعه نرسد و در صورت رسیدن زیان، سازمان های مربوطه ملزم به جبران آن باشند. به عبارت ساده تر، سازمان ها باید به عنوان جزئی مرتبط با نظام بزرگ تر که در آن قرار دارند، عمل کنند. آندرو، استارک استاد سرشناس مدیریت و امور اخلاقی تجارت، برداشت خود را چنین بیان می کند: « بسیاری از اخلاق گرایان تجاری، یک حوزه محدود اخلاقی را اشغال کرده و از مشکلات واقعی جهان که اکثر مدیران با آن در گیرند، خود را جدا ساخته اند. آنها مایلند مطلق گرا باشند. سود را غیر اخلاقی دانسته و از شرکت های تجاری می خواهند برای اثبات حقانیت خود به خودشان صدمه بزنند. اما یک روش عملی تر، فروش شرافتمندانه یک محصول خوب با سود معتدل است. لازم است یک مدیر بداند چه کاری از نظر اخلاقی و اجتماعی درست است و بدون اینکه کار و شرکتش را خراب کند آن را انجام دهد (رحمان سرشت و دیگران، ۲۵:۱۳۸۸).
گروه یا انجمن « تجارت برای مسئولیت اجتماعی[۸] در تعریف مسئولیت های اجتماعی چنین می گوید: « هر چند که تعریف جامعی از مسئولیت اجتماعی شرکت ها در دست نیست، ولی این مفهوم عموماً به تصمیم گیری تجارت بر مبنای اصول اخلاقی، اطاعت از ابزارهای قانونی و احترام به مردم، اجتماع و محیط زیست اطلاق می شود ». به طور مشخص تر این گروه مسئولیت اجتماعی شرکت ها را چنین تعریف کرده است: « عملکرد شرکت ها به شیوه ای که توقعات عمومی و همگانی، اخلاقی و قانونی را که جامعه از تجارت دارد، برآورده سازد ». مسئولیت اجتماعی شرکت ها که توسط مدیران آنها تبیین می شود باید فراتر از یک مجموعه قواعد دست و پاگیر، یک ژست اتفاقی و یا اقداماتی برای تحریک بازار و بازاریابی، بهبود روابط عمومی یا سایر منافع تجاری باشد. از این مهم تر، این مقوله باید به عنوان مجموعه جامعی از تدابیر، عملکردها و برنامه هایی که انسجام بخش فعالیت های تجاری و فرایند تصمیم گیری مدیران ارشد است، در نظر گرفته شود. مسئولت پذیری اجتماعی عبارت است از: « ارتباط یک سازمان با ارزش های اخلاقی، شفافیت اقدامات، روابط کارمندان، پیروی از ملزومات قانونی و محترم شمردن جامعه ای که در آن فعالیت دارند ». مسئولیت پذیری اجتماعی، چیزی فراتر از اقدامات خدمات رسانی گاه به گاه به جامعه است. در واقع، مسئولیت پذیری اجتماعی نوعی فلسفه سازمانی است که موجب تصمیمات استراتژیک، انتخاب شریک تجاری، اتخاذ شیوه های خاص و در نهایت، توسعه نام تجاری سازمان می شود(خلیلی عراقی و یقین لو، ۷۵:۱۳۹۲).
در ادبیات سازمان و مدیریت، مسئولیت اجتماعی بخشی از مقوله اخلاق کار محسوب شده و از آن به عنوان اخلاقیات فرا سازمانی یاد می شود.در متون مدیریت استراتژیک، مسئولیتهای اجتماعی به گونهای عام و اصول اخلاقی به گونهای خاص به بخش جدایی ناپذیر از مباحث تدوین و اجرای استراتژی تبدیل شده است. بسیاری از رفتارها و اقدامات مدیران و کارکنان، متأثر از ارزشهای اخلاقی است و ریشه در اخلاق دارد. عدم توجه به اخلاق کار در مدیریت سازمانها، میتواند معضلاتی بزرگ برای سازمانها به وجود آورد. به علاوه با افزایش انتظارات اجتماعی از سازمانها، جوامع نسبت به مسائلی مانند محیط زیست، حقوق زنان، کودکان، اقلیتها، معلولان، برابری استخدام و کاهش نیروی انسانی، حساستر شدهاند. بیتوجهی سازمانها به این حقوق و عدم رعایت اصول اخلاقی در برخورد با ذینفعان بیرونی، میتواند مشکلاتی را برای سازمان ایجاد کند و مشروعیت سازمان و اقدامات آن را مورد پرسش قرار داده، درنتیجه سود و موفقیت سازمان را تحت تأثیر قرار دهد.لازم به ذکر است که بین اخلاق مدیریت، پاسخگویی اجتماعی و تعهد اجتماعی با مسئولیت اجتماعی تفاوت وجود دارد (کرابی، ۱۳۹۲: ۶۷)
در این خصوص اندرسون مینویسد: هر دو اصطلاح اخلاق مدیریت و مسئولیت اجتماعی در رابطه با رعایت ارزشها و هنجارها و اصول اخلاقی جامعه و تأمین هدفهای سازمان از سوی مدیران هستند… با این تفاوت که مسئولیت اجتماعی در ارتباط با مسائل کلان سازمان است و اخلاق در ارتباط با رفتار فردی مدیران و کارکنان است. همچنین استیفن رابینز در مورد مفهوم مسئولیتهای اجتماعی و رابطه آن با تعهد و پاسخگویی اجتماعی مینویسد: اگر مفهوم مسئولیت اجتماعی را با مفاهیم تعهد اجتماعی و پاسخگویی اجتماعی مقایسه نماییم، بهتر میتوانیم آن را درک کنیم. مسئولیت اجتماعی در میانه سیر تکامل مشارکت اجتماعی میباشد(گل کار، ۳۱:۱۳۹۵).
بخش دوم: مسئولیت اجتماعی
۲-۲-۱- مسئولیت اجتماعی[۱]
۲-۲-۲- مفهوم مسئولیت اجتماعی[۲] در سازمان
۲-۲-۳- مسئولیت اجتماعی و اخلاق کار
۲-۲-۴- هرم مسئولیت اجتماعی
۲-۲-۵- دیدگاههای مطرح درمورد مسئولیتهای اجتماعی
الف) دیدگاه هسمر:
ب) دیدگاه فریدمن
ج) دیدگاه کارل:
د) دیدگاه دراکر:
۲-۲-۶- استاندارد بین المللی مسئولیت اجتماعی[۳]
۲-۲-۷- سازمانهای متعالی نمونه سازمانهای مسئول
۲-۲-۸- مسئولیت اجتماعی و اخلاق مدیران
۲-۲-۹- آثار مسئولیتهای اجتماعی بر عملکرد سازمان
۲-۳- بخش سوم: عملکرد سازمان
۲-۳-۱- تعاریف عملکرد
۲-۳-۲- عوامل موثر بر عملکرد سازمانی
۲-۳-۳- الگوها و مدل های ارزیابی عملکرد سازمانی
الگوی ماتریس عملکرد کیگان[۴]:
الگوی نتایج و تعیین کننده ها فيتزگرالد
الگوی تعالی سازمان
الگوی عملکرد سازمانی سینک و تاتل
الگوی هرم عملکرد لینچ کراس
۲-۴-۳- تحقیقات انجام شده در داخل کشور در مورد مسئولیت اجتماعی
۲-۴-۴- تحقیقات انجام شده در خارج کشور در مورد مسئولیت اجتماعی
۲-۴-۵- تحقیقات انجام شده در داخل کشور در مورد عملکرد سازمانی
۲-۴-۶- تحقیقات انجام شده در خارج کشور در مورد عملکرد سازمانی
منابع
