سلام دوست عزیز وارد حساب کاربری خود شوید
ديوان كلمهاي پهلوي است و در معنايي شبيه به اداره به كار رفته است و اصلاح ديوان به طور كلي در مواقع مختلف به حكومت مركزي اطلاق شده و در اين مفهوم خصوصاً به جاي ديوان اعلا نشسته كه در آن كارهاي حكومتي جريان يافته و تشكيلات «كشوري»، در مقابل تشكيلات «لشكري» قرار گرفته است هر چند كه خط متمايز بين آنها اغلب اوقات غير قابل تشخيص بوده است (يعقوب آژند، ۱۳۸۵، ص ۱۰۰)
در دورة ساساني، ادارههايي كه كارهاي مختلف دولت را راه ميبرداند، مانند ادارههاي مركزي خراج و سپاه و چاپارخانهها و مانند اينها، به نام ديوان معروف بوده و ديوانهاي مركزي به منزلة وزارتخانههاي اين عصر شمرده ميشدهاند. چون خلفا به اقتباس از تشكيلات ايراني پرداختند اين نام هم در عربي داخل شد و در معنايي نزديك به آنچه در پهلوي داشت به كار رفت اين كلمه در عربي نخستين بار در دفتر جمع و خرج يا دفتري كه در آن نام مجاهدان ثبت ميشد استعمال گرديد.
هر چه بر تشكيلات دستگاه خلافت افزوده گشت دائره استعمال و قلمرو معني آن نيز به تدريج توسعه يافت تا جايي كه كم كم به همان پايه رسيد كه در عصر ساساني داشت،يعني شامل تمام ادارات و مراكزي گرديد كه متصدي امور خلافت بودند.
آثاري هم كه از ايرانيان به مسلمانان رسيد و پاية تشكيلات اداري ايشان گرديد از همين دولت است.پس از گسترش اسلام در سراسر ايران، و پس از برچيده شدن بساط فرمانروايي ساسانيان، قسمتي از تشكيلات آن دولت و مخصوصاً ديوانهاي خراج و تشكيلات مالي آن همچنان بر جاي ماند. آنچه كه مسلم است اين ديوانها پيوسته زير نظر دبيران ايراني اداره ميشدند و خصوصيات سابق خود را حفظ كردند ولي قسمت ديگر كه با محيط جديد متناسب نبود از ميان رفت، و در اسلام به تقليد همانها ديوانهايي از نوآغاز گرديد. تاسيس اين ديوانها در اسلام يا به وسيله ايرانياني كه به دين اسلام گرويده بودند و در مركز خلافت در مدينه يا شام ميزيستند، و يا بر حسب اشاره كارگزاران خلفاي اموي كه در ايران از نزديك با تشكيلات ايراني آشنا شده بودند صورت گرفت. در هر حال بايد در نظر داشت كه اين ديوانها در آغاز كار به شكل نسبتاً كامل و پيشرفتة دورة ساساني وجود نيافت، بلكه از سادهترين صورت خود شروع شد و پس از آن هر چه پيشرفت و ترقي دولت خلفا بيشتر گرديد سازمان اداري آنان نيز كاملتر شد و تا وقتي كه در عصر اول عباسي در بغداد به بلندترين پاية خود رسيد.
«بلاذري» مينويسد: «نخستين كسي از اعراب كه به تقليد ايرانيان براي خود ديوان زمام و خاتم ترتيب داد زياد پس ابوسفيان بود (عباس قدياني، ۱۳۸۱، ص ۲۹۱، ۲۹۲)
بديهي است كه ادارة سرزمين پهناور اسلامي، به ويژه پس از عصر فتوحات، نيازمند دستگاه اداري متمركز، دقيق، پيچيده و گستردهاي بود. اين دستگاه اداري بايد به دقت بر در آمد سرزمين نظارت ميكرد، ميزان آن را به دقت به دست ميآورد و به تناسب بين كساني كه از بيت المال مستمري ميگرفتند، تقسيم ميكرد. در عين حال، بايد بر اعزام نيرو و سپاه به اطراف سرزمين اسلامي نظارت ميكرد و در فواصل زماني معين به ارسال وجوه مورد نياز سپاهياني كه در حدود و مرزها مستقر شده بودند، اقدام ميكرد. در عين حال بايد در داخل سرزمين نيز نهادهاي نظارتي بر زندگي مردم نظات ميكردند و دستگاه قضاي نيز به حل و فصل دعاوي مردم ميپرداخت و دهها مورد ديگر وظايفي بود كه كل تشكيلات سرپرستي كشور اسلامي به عهده داشت.
