سلام دوست عزیز وارد حساب کاربری خود شوید
علم جمعیت شناسی در ایران سابقه چندان طولانی ندارد . با تأسیس رشته های علوم اجتماعی در كشور، جمعیت شناسی نیز مطرح شد و در سطح بسیار محدود مورد مطالعه و اجرا قرار گرفت. جمعیت در كشور در گذشته چندان مشكل و مسئله حادی نبوده است. سوابق تاریخی نشان میدهد كه جمعیت ایران در گذشته بیشتر بافتی روستایی و عشایری داشته است تا شهری. با تحولات عمده ای كه صنعت و تكنولوژی در قرن بیستم برای جهان به ارمغان آورد ، تغییرات عمده ای نیز درساخت، توزیع، تعداد، فرهنگ، میزان مرگ و میر، باروری، ازدواج، طلاق و.. جمعیت كشور بوجود آمد.در كنترل جمعیت با افراد مثل اشیاء نمی توان برخورد كرد. ماشین را به راحتی می توان روشن و خاموش كرد، درحالیكه در مورد جمعیت و كنترل موالید ، شرایط لازم فرهنگی- اجتماعی باید بنحوی فراهم گردد كه مردم آزادانه حق انتخاب تعداد فرزندان خود را داشته باشند. سریع ترین راه رسیدن به چنین هدفی ، توسعه منابع انسانی یعنی: كاهش مرگ و میراطفال، ارتقاء آموزش به ویژه آموزش زنان، بهبود حقوق زنان در ارتباط با مالكیت و كار با درآمد آنها، و در دسترس قرار دادن روشهای تنظیم خانواده ، شناخته شده است .
بیسوادی، نداشتن ابزار كار نظیر كتب، اطلاعات ، دانش، تجربه و… از یك طرف در گذشته ، و پایین بودن تعداد جمعیت ، پایین بودن انتظارات جمعیت و… از طرف دیگر، به اضافه سایر عوامل ، همگی ایجاب می كردند كه جمعیت شناسی در ایران كاربردی نداشته باشد. با شروع اصلاحات و پیش گرفتن برنامه های مدرنیزاسیون در كشور از اوایل قرن حاضر، با گسترش روابط با جوامع صنعتی و توسعه یافته، با گسترش سواد و تحصیلات در سطوح مختلف در كشورو با تاسیس سازمان ثبت احوال و جمع آوری آمارهای حیاتی از سال ۱۳۰۷ شمسی به بعد، تغییراتی درالگوی جمعیتی كشور به وجود آمد. تغییرات همچنان در حال انجام و شكل گرفتن بود ولی هیچگونه تصویر روشنی از جمعیت در دست نبود تا این كه اولین بار در سال ۱۳۳۵ سرشماری عمومی نفوس و مسكن در كشور انجام گرفت و در نتیجه رقم مطلق جمعیت كشور معلوم شد، یعنی ۱۸۹۵۴۷۰۴ نفر. پس از آن سرشماری های عمومی نفوس و مسكن در سال های۱۳۴۵، ۱۳۵۵ و ۱۳۶۵ نیز انجام گرفت.
مسئله «كنترل موالید» در نوشتههاى فیلسوفان اجتماعى از دیرباز مورد توجه بوده است، اما به سبب تغییرات ناشى از انقلاب علمى و صنعتى در مغرب زمین و همزمان با رشد بىسابقه جمعیت در اثر كاهش مرگ و میر و نیز گسترش وسایل ضدباردارى، این موضوع وارد مرحله جدیدى شد و با طرح جدّى آن در قرن بیستم، كشورهاى گوناگون جهان به تدریج، سیاستهاى كنترل جمعیت، به ویژه سیاست تنظیم خانواده، را به اجرا درآوردند. این سیاستها، كه در حال حاضر علاوه بر كشورهاى پیشرفته، از سوى ۸۵ درصد كشورهاى در حال توسعه نیز رسما پذیرفته شده یا مورد موافقت عملى قرار گرفتهاند، در جلوگیرى از رشد فزاینده جمعیت جهانى بسیار تأثیرگذار بودهاند.
اجراى سیاستهاى «تنظیم خانواده» در ایران، در دهههاى اخیر باعث گردیده كه میانگین فرزندان یك زن از ۶ نفر در سالهاى دهه ۱۳۴۰ به ۳ نفر در سال ۱۳۷۵ كاهش یابد. در بعد ذهنى و ارزشى نیز تغییرات عمدهاى در نگرش ایرانیان به این مسئله روى داده است كه در واقع، موفقیت سیاستهاى مزبور را باید مرهون این تغییرات بدانیم. برخى پژوهشهاى جدید نشان دادهاند كه امروزه تنها ۹ درصد مردم ایران به داشتن بیش از چهار فرزند رأى موافق مىدهند؛ ۵/۶۷ درصد دو فرزندى و ۱۴ درصد سه فرزندى را ترجیح مىدهند و ۳ درصد نیز گرایش به بىفرزندى دارند.
بافت فرهنگی مردم روستایی ایران در بخش های مختلف كشور متفاوت است ؛ عده ای از آنها دارای اعتقادات سنتی بسیار شدیدی هستند. بیش تر مردم دوست دارند از جمعیت روستا یا شهرشان مطّلع شوند و به بررسی آن بپردازند زیرا جمعیت نقش سازنده ای را در رشد و توسعه فرهنگ ، اقتصاد و … دارد .من نیز می خواهم در این پروژه آمار و داده ها را به صورتی مناسب دسته بندی کنم و برای گیرایی بهتر در نمودارهای مختلف به نمایش بگذارم تا علاوه بر آگاهی از جمعیت روستا بتوان راهکارها و پیشنهادهایی برای رشد مناسب جمعیت روستا ارائه داد .
در این پروژه من جمعیت روستای بلغان از توابع تیران و کرون را انتخاب کردم .ابتدا داده های افراد اصلی روستا و افرادی که مهاجرت کرده اند ، به طور جداگانه مورد بررسی قرار می دهم و سپس به صورت کلی به بررسی آن ها می پردازم .
افراد اصلی روستا : افرادی که از قبل ساکن روستا بوده اند .
افراد مهاجرت کننده : افرادی که ساکن بلغان شده اند ، مانند : افغانی ها ، کردها و افرادی که از روستاهای همجوار به بلغان آمده اند و ساکن شده اند .
در این پروژه من سن افراد جامعه را در جدول های فراوانی ای که طول دسته ی آن ۵ سال است دسته بندی کرده ام .
