سلام دوست عزیز وارد حساب کاربری خود شوید
مفهوم خوشبینی با پژوهشهای مارتین ای. پی. سلیگمن[۱] و نظریة او در مورد «درماندگی آموخته شده»[۲]، وارد عرصه روانشناسی شد. او خوشبینی[۳] را نوعی «سبک تبیین»[۴] رویدادها و تشکیل یافته از سه مؤلفه تداوم[۵]، فراگیری[۶] و شخصیسازی[۷] میداند. تداوم یعنی بدبینیها، رخدادهای منفی و خوشبینیها رویدادهای مثبت را دائمی میدانند. فراگیری به این معناست که بدبینها، شکستها، خوشبینیها و موفقیت را فراگیر میدانند. شخصیسازی یعنی ناکامیها از نظر خوشبینیها ناشی از علل بیرونی و از دید بدبینیها، ناشی از عوامل درونی هستند (سلیگمن و همکاران، ۱۹۹۶؛ به نقل از جلوانی و همکاران، ۱۳۹۲).
در ۵۰ سال گذشته بیشترین تلاش روانشناسان بالینی در قربانیشناسی و درمان کمبودها و رفع ناتوانیهای روانی متمرکز بوده است. در این مسیر رویکردهای مختلفی نظیر روانتحلیلگری، رفتاری، شناختی جهت فهم و درمان اختلالات روانی شکل گرفته و گسترش یافته است. اما امروزه جنبش نوظهور روانشناسی مثبت[۸] بر این مبتنی است که روانشناسی تنها متمرکز بر ضعفها نمیباشد، بلکه روانشناسی بیشتر باید به دنبال افزایش شادی، سلامت روانی، مطالعه علمی در مورد نقش نیرومندیهای شخصی و سازههای اجتماعی مثبت در ارتقای سلامت روانی و جسمانی در بین افراد جوامع میباشد. در سالهای گذشته با کارهای سلیگمن در روانشناسی، جنبشی با عنوان روانشناسی مثبت ایجاد شده است. در این زمینه مباحثی مثل، شادی، امید، سرزندگی، بهزیستی بررسی میشود. علاوه براین خوشبینی به عنوان یکی از موضوعات روانشناسی مثبتگرا چند سالی است که به عنوان یک مؤلفة مثبتنگر مد نظر گرفته میشود (سلیگمن، ترجمة خدایی، ۱۳۸۸).
گاهی با افرادی برخورد میکنیم که صورت خندان دارند و حسن و نیت و خوشبینی در چهرهشان هویداست. این افراد سعی دارند مطالب خوشایند به زبان بیاورند و خود را با تمایل شنوندگان تطبیق دهند (باربارن[۹]، ۱۳۷۴). این افراد در تمام لحظههای زندگی، زیباییها را میبینند و از هر لحظة زندگی لذت میبرند و زندگی شادمانهای را تجربه میکنند. آنها با خوشبینی و مثبت اندیشی تصاویر و گرایشهای مثبت را مطرح میکنند و هر روز افکار خلاق و مثبت خود را با جهان اطراف خویش در میان میگذارند. در مقابل اشخاصی هستند که کاری جز ناله و شکوه کردن از دست روزگار ندارند و همواره با آه و افسوس از گذشته یاد میکنند و زمان حال و آیندة خود را تباه میسازند. در حقیقت اینها کسانی هستند که همواره عینک بدبینی[۱۰] به چشم داشته و مشخص است با این عینک، تنها بدیها و نازیباییها را میبینند. این گونه افراد، انسانهای منفی بافی هستند که ضعفها و نقصها را بزرگنمایی میکنند و دنیا را زشت و نا زیبا میبینند (ملاخلیلی و احمدی، ۱۳۹۳).
انسانها مخلوقاتی متفکرند که نه به دلیل حوادثی که برایشان اتفاق میافتد، بلکه به دلیل نحوه و نوع نگرششان نسبت به قضایا، مسائل، مشکلات و حوادثی که با آن روبه رو میشوند، سلامت جسمانی و روانی خود را تحت تأثیر قرار میدهند. افکار مثبت و خوشبینانه باعث ایجاد دلگرمی، آرامش، راحتی، انرژی و عشق میگردد و افکار منفی و بدبینانه باعث عصبیت، خشم و خستگی می شود (راجر و همکارن[۱۱]، ۱۳۷۸). انسان قربانی دنیایی که در آن است، نیست. آنچه سبب پریشانی و آشفتگی او میشود، افکار و نگرشی است که نسبت به خود، دیگران و وقایع زندگی دارد. میتوان جهان را به گونهای دیگر نگریست و یافتن چنین راهی مستلزم شهامت و استقامت فراوان است (به نقل از ملاخلیلی و احمدی، ۱۳۹۳).
مثبت اندیشی یعنی توجه داشتن به امور مثبت در زندگی و نپرداختن به جنبههای منفی. مثبت اندیشی به این معناست که انتظار داشته باشیم تا در دنیای به بهتری چیزها برسیم و یقین داشتن به اینکه به خواستههای خود خواهیم رسید (براتی و صادقی، ۱۳۸۶). یکی از جنبههای مثبت اندیشی، خوشبینی است. عموم مردم خوشبینی را به صورت «در نظر گرفتن نیمة پر لیوان»، یا دیدن لایهای براق در هر پدیده، یا عادت به انتظار پایانی خوشداشتن، برای هر دردسر واقعی در نظر میگیرند. شیر و کارور (۱۹۸۵) خوشبینی را به معنای داشتن انتظارات مثبت برای نتایج و پیامدها میدانند.
نقطة مقابل خوشبینی، بدبینی است که به معنای تأکید بر فاجعه آمیزترین علت هر شکست است. در واقع بدبینی، عادات ذهنی ریشهداری است که عواقب گسترده و مصیبتآمیز دارد و در پی هر شکست محکمتر میشود. داشتن نگرش خوشبینانه روشی مناسب برای مقابله با استرسها و مشکلات حال و آینده است. حال آنکه نگرش بدبینانه موجب تردید، احساس ناامیدی، غمگینی و بیعلاقگی برای تلاش کردن میشود. بنابراین خوشبینی و بدبینی از عمدهترین ملاکهایی هستند که سلامت روانی افراد را تحت تأثیر قرار میدهند (سلیگمن، ترجمة خدایی، ۱۳۸۸).
سلیگمن (به نقل از خدایی، ۱۳۸۸) طی تحقیقی روی یک نمونة منحصر به فرد، آزمایش کرده و به این نتیجه رسیده که وقایع تلخ، تأثیر زیادی در بدبختی ما ندارد، بلکه نحوة برخورد ما با آنهاست که نشان میدهد چه اندازه آسیب دیدهایم.
بر طبق مدل شیر وکارور (۱۹۸۵) خوشبینی و بدبینی به ترتیب به عنوان انتظار نتایج فراگیر، به طور معناداری با سازگاری روانشناختی جوانان و افراد مسن ارتباط دارد. خوشبینی و بدبینی کیفیتهای اساسی شخصیت هستند و بر چگونگی سازگاری افراد با حوادث زندگی اثر میگذارند. این دو عامل بر انتظارات ذهنی افراد در هنگام مواجهه با مشکلات و بر رفتار آنها هنگام غلبه بر مشکلات تأثیر میگذارند (موسوینسب و همکاران، ۱۳۸۵). شیر و کارور (۱۹۸۵) بر اساس تحقیقات خود، رویکردی دربارة خوشبینی ارائه کردند. از نظر آنها خوشبینی با حفظ سلامتی در مواجهه با استرس همبستگی دارد. به نظر میرسد که خوشبینی بخشی از خوشبختی فردی است و آثار قوی بر بهداشت جسمانی و روانی دارد.
شیر وکارور (۱۹۹۲) با مطالعهای که بر دانشجویان در آخرین هفتة سال آخر تحصیلی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که خوشبینیها در مقایسه با بدبینیها علائم جسمانی کمتری گزارش میکنند. لایت سی[۱۲] (۱۹۹۴) معتقد است که افکار مثبت و خوشبینانه مانند سپری در مقابل افسردگی عمل میکند.
خوشبینی به جهتگزینی اشاره دارد که برای اندازهگیری خوشبینی دو رویکرد عمده ذکر شده است که بر مفهومسازیهای متمایز از خوشبینی مبتنی هستند. در یک انتها خوشبینی به عنوان یک صفت شخصیتی گسترده که مشخصة آن انتظار خوشبینی کلی است، مفهومسازی شده است. در انتهای دیگر خوشبینی به عنوان یک سبک تبیینی ساختار یافته است، به بیان دیگر، پژوهشگران بین «خوشبینی تبیینی[۱۳] و خوشبینی سرشتی[۱۴]» تمایز قائل شدهاند. برای ارزیابی خوشبینی سرشتی از «آزمون جهتگیری زندگی» استفاده کردهاند. نوع خوشبینی که توسط آزمون جهتگیری زندگی اندازگیری میشود، یک صفت شخصیتی است که مشخصة آن انتظارات مطلوب مشخص در آینده است. خوشبینی سرشتی به سلامت خوب و پاسخ مثبت به مداخلات پزشکی و برخی شرایط مانند بیماری قلبی و سرطان همبسته است. در خوشبینی سرشتی راهبردهای کنار آمدن مؤثر مانند تعریف مجدد یا چارچوب بندی مجدد در زندگی وجود دارد. سلیگمن و همکارانش خوشبینی را به جای یک صفت شخصیتی گسترده به عنوان یک سبک تبیینی بررسی کردهاند. بر طبق این دیدگاه افراد خوش بین رویدادها یا تجربههای منفی را با نسبت دادن علت آنها به عوامل بیرونی گذرا و خاص مانند اوضاع و احوال حاکم، تبیین میکنند. خوشبینی یا بدبینی را که به این صورت تعریف شده است را میتوان با پرسشنامه سبک اسنادی (ASQ) و تحلیل محتوای کلامی (CAVE) اندازهگیری کرد (سلیگمن، ۲۰۰۵؛ به نقل از جلوانی و همکارن، ۱۳۹۲).
بنابراین زندگی با بالاترین ظرفیت و توان، از انسان میخواهد تا از فرمولهای سطحی «نگران نباش، شاد باش» فراتر برود و به صورت هوشمندانه خوشبینی را درک کند و بتواند بدبینی خود تخریبگرا را از وجود خود ریشه کن سازند و خوشبینی منطقی و فعال را جایگزین آن نماید (ملاخلیلی و احمدی، ۱۳۹۳).
مثبت اندیشی مهمترین راه رسیدن به یک زندگی ایدهآل است. بر همین اساس با مصاحبههایی که با هزاران انسان شاد و موفق شده است، خوشبینی در زندگی خود از دو قاعده پیروی میکنند: اول، در هر چیز و بهخصوص وقتی با موانع و مشکلات روبه رو میشوند، به جنبة مثبت آن نظر دارند. مثبت فکر میکنند و همیشه چیزی دستگیرشان میشود. دوم، خوشبینیها از هر مسئله و گرفتاری، درس ارزشمندی میگیرند. آنها معتقدند که هر مسئله و گرفتاری برای آن است که درسی از آن بگیرند. آنها پیوسته از خود میپرسند، من قرار است از این مشکل چه درسی بگیرم؟ و همیشه نکتهای پیدا میکنند (آذرسای، ۱۳۸۸).
آیا خوشبینی یک امر عاطفی است یا یک حالت شناختی یا تلفیقی از هر دو؟ برخی از نظریهپردازان از جمله لیونیل تایگر[۱۵] خوشبینی را یک عاطفه و احساس دانستهاند. سلیگمن خوشبینی را یک حالت شناختی میداند که به نحوه تفکر افراد درباره علتها برمیگردد. وی این صفت را «سبک تبیین» مینامد که فرد بر اساس آن امور و رویدادها را به علل خاصی نسبت میدهد. مکس مور[۱۶] نیز خوشبینی را یک حالت شناختی به شمار آورده و آن را نوعی فکر سازنده و مؤثر میداند. اما شیر وکارور خوشبینی را سبکی شخصیتی میدانند و عنوان «خوشبینی سرشتی» را مطرح میکنند. میتوان گفت: آنان خوشبینی را تلفیقی از شناخت و عاطفه میدانند (به نقل از نوری، ۱۳۸۷).
[۱] . Martin E. P. Sligman
[۲] . Learned helplessness
[۳] . Optimism
[۴] . Explanatory style
[۵] . Permanence
[۶] . pervasiveness
[۷] . Personalization
[۸] . Positive Psychology
[۹] . Barbaren
[۱۰] . Pessimism
[۱۱] . Roger et al
[۱۲] . Lightsey
[۱۳] . Explanatory Optimistic
[۱۴] . Constitutional Optimistic
[۱۵] . Tiger Lionel
[۱۶] . Max More
خوشبینی
خوشبینی و بدبینی در منابع اسلامی
پژوهشات و تحقیقات خوشبینی
رویکردهای خوشبینی
پیشینة داخلی و خارجی
ارزیابی دیدگاه سلیگمن
منابع فارسی:
منابع لاتین