.:رویال آی تی:.

× دسته بندی ها

مقاله تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکتها در ریسک سقوط سهام بورس

مقاله تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکتها در ریسک سقوط سهام بورس

فهرست

ماهیت و تعریف ریسک سقوط سهام

مفهوم افشاء شفافیت اطلاعات مالی و تعاریف آن

تعریف مفهوم مسئولیت اجتماعی

مسئولیت‌پذیری انسان دوستانه (کمک‌های اختیاری بشردوستانه)

اخلاق تجاری و مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها

رویکردهای مسئولیت اجتماعی

افشای مسئولیت اجتماعی و راهبری شرکتی

افشای مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها

میزان افشای اطلاعات مربوط به روابط کارکنان (EMPD)

میزان افشای اطلاعات مربوط به تولید PROD

میزان افشای اطلاعات مربوط به محیط‌زیست ENVD

مفهوم سقوط قیمت سهام و ارتباط آن با عدم شفافیت اطلاعات مالی

پیشینه پژوهش

تحقیقات داخلی

منابع

منابع انگلیسی :


مقدمه

در جامعه امروز تقریباً تمام افراد به نحوی با این مفهوم آشنایی دارند و اذعان می­کنند که زندگی با ریسک همراه است. ریسک در زبان عرف عبارت است از خطری که به علت عدم اطمینان در مورد وقوع حادثه­ای در آینده پیش می­آید و هر چه میزان این عدم اطمینان بیشتر باشد، اصطلاحاً گفته می­شود ریسک بیشتر است.

فرهنگ وبستر، ریسک را «در معرض خطر قرار گرفتن» تعریف کرده است. فرهنگ لغات سرمایه‌گذاری نیز ریسک را زیان بالقوه سرمایه‌گذاری که قابل‌محاسبه است، می­­داند.

گالیتز، ریسک را نوسانات در هرگونه عایدی می­داند. تعریف مذکور این مطلب را روشن می­کند که تغییرات احتمالی آینده برای یک شاخص خاص، چه مثبت و چه منفی ما را با ریسک مواجه می­سازد. بنابراین امکان دارد تغییرات موجب انتفاع یا زیان شود. اولین بار، هری مارکویتز بر اساس تعاریف کمی ارائه‌شده، انحراف معیار چند دوره­ای را به‌عنوان شاخص عددی برای ریسک معرفی کرد.

دیدگاه دیگری نیز در خصوص ریسک وجود دارد که تنها به جنبه منفی نوسانات توجه دارد. هیوب ریسک را احتمال کاهش درآمد یا از دست دادن سرمایه تعریف می­کند. بنابراین، برای تعریف ریسک می‌توان دو دیدگاه ارائه کرد:

  • دیدگاه اول: ریسک به‌عنوان هرگونه نوسانات احتمالی در بازدهی اقتصادی در آینده.
  • دیدگاه دوم: ریسک به‌عنوان نوسانات احتمالی منفی در بازدهی اقتصادی در آینده.

ریسک سقوط قیمت اوراق بهادار در سال­های اخیر توجه بسیاری از انجمن­های علمی، انجمن­های حرفه­ای و قانون‌گذاران را به افزایش رسیدگی­­ها جلب کرده است. یک سری از رسوایی­های بزرگ (وردکام[۱]، انرون[۲] و …) یک جریان صعودی و سریع در تحقیق و بررسی مکانیسم سقوط­های قیمت سهام به همراه انداخته است. مطالعات نشان می­دهد انباشتن اخبار بد عامل کلیدی در شکل گرفتن سقوط قیمت سهام است. تحقیقات قبلی نظریه­های مختلفی درباره تأثیر نقد شوندگی سهام بر ریسک سقوط قیمت سهام را ارائه می­دهند. یک دیدگاه این است که ریسک سقوط پایین درنتیجه نقد شوندگی بالای سهام به نظارت بیشتر سهامداران عمده بر مدیران شرکت کمک می­کند. نظارت مؤثر و بیشتر توسط سهامداران عمده احتمال تشکیل اخبار بد را به علت تصمیمات سرمایه­گذاری غیر مؤثر و کم بازده کاهش می­دهد که به‌موجب آن به ریسک سقوط  کمتری می­انجامد. ثانیاً نقد شوندگی بالای سهام اطلاعات تولید و خریدوفروش آگاهانه را افزایش می­دهد.

موضع تغییرات ناگهانی قیمت سهام، طی سال­های اخیر و به‌ویژه بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸، توجه بسیاری از دانشگاهیان و افراد حرفه­ای را به خود جلب کرده است. این تغییرات، به دو صورت سقوط و جهش قیمت سهام رخ می­دهد. با توجه به اهمیتی که سرمایه­گذاران برای بازده سهام خود قائل هستند، پدیده سقوط قیمت سهام که منجر به کاهش شدید بازده می­شود، در مقایسه با جهش بیشتر موردتوجه پژوهشگران قرارگرفته است.

تعریف سقوط قیمت سهام دارای سه ویژگی مشخص است؟

  1. سقوط قیمت سهام، یک تغییر بسیار بزرگ و غیرمعمول در قیمت سهام است که بدون وقوع یک حادثه مهم اقتصادی رخ می­دهد.
  2. این تغییرات بسیار بزرگ به‌صورت منفی هستند.
  3. سقوط قیمت سهام، یک پدیده واگیردار در سطح بازار است. بدین معنی که کاهش قیمت سهام تنها به یک سهام خاص منحصر نمی­شود، بلکه تمام انواع سهام موجود در بازار را شامل می­شود (چن و همکاران، ۲۰۰۱).

هر یک از ویژگی­های سه­گانه فوق، در مجموعه­ای از حقایق تجربی، مستقل و قوی ریشه دارد. در رابطه با ویژگی نخست، هانگ و استین (۲۰۰۳)[۳] بیان می­کنند که بسیاری از تغییرات بزرگی که بعد از جنگ جهانی در شاخص (S&P500) رخ‌داده است و به‌ویژه سقوط بازار در اکتبر ۱۹۸۷، به دنبال افشای اخبار مربوط به یک رویداد مهم و قابل‌توجه نبوده است. ویژگی دوم تعریف فوق ناشی از یک عدم تقارن تجربی و قابل‌توجه در تغییرات بازده بازار است. بدین معنی که تغییرات بزرگی در قیمت بیشتر به‌صورت کاهش و کمتر به‌صورت افزایش بوده است.

به‌عبارت‌دیگر بازده بازار بیشتر در معرض کاهش و کمتر در معرض افزایش بوده است. این عدم تقارن به دو طریق قابل‌اثبات است. نخست از طریق مشاهده مستقیم داده­های تاریخی مربوط به بازده بازار، می‌توان این عدم تقارن را به‌وضوح ملاحظه کرد. بررسی داده­های مزبور نشان می­دهد که از ۱۰ تغییر بزرگی که بعد از سال ۱۹۴۷ در شاخص S&P500 رخ‌داده است، ۹ تای آن‌ها کاهش بوده است. به‌طورکلی بخش وسیعی از ادبیات مربوط به بازار سهام بیانگر آن است که بازده سهام در طول زمان نشان‌دهنده چگونگی منفی با نوسان نامتقارن است (چن و همکاران، ۲۰۰۱).

روش دیگر اثبات وجود عدم تقارن در تغییرات بازده بازار، بررسی قیمت اوراق اختیار خرید سهام است. روند این قیمت­ها با فرض نرمال بودن قیمت­ها در بلندمدت که در مدل قیمت‌گذاری اختیار خرید سهام بلک شولز[۴] بر آن تأکید شده است، مغایرت دارد. ازاین‌رو، روند قیمت اوراق اختیار خرید سهام، بیانگر وجود چولگی منفی در بازده این نوع اوراق بهادار است (هانگ و استین، ۲۰۰۳).

سومین ویژگی تعریف سقوط قیمت سهام، این است که سقوط پدیده­ای است که تمام بازار را در برمی‌گیرد. بدین معنی که این پدیده به تمام انواع سهام موجود در بازار سرایت می­کند.

هانگ و استین (۲۰۰۳) بیان می­کنند که این موضوع به این دلیل است که در زمان وقوع پدیده سقوط، همبستگی بین انواع سهام موجود در بازار افزایش می­یابد. آن‌ها اثبات کردند که بررسی روند داده­های تاریخی مربوط به قیمت بازار اوراق اختیار خرید سهام نشان می­دهد که در مواردی که شاخص قیمت اختیار خرید سهام با کاهش مواجه بوده است، همبستگی بین انواع مختلف اوراق اختیار خرید افزایش‌یافته است.

میزان اطلاعات منفی که مدیران می­توانند انباشت و مخفی کنند، در شرکت­های مختلف متفاوت است. علاوه بر این، توانایی­ها و فرصت­های مدیران برای انباشت و عدم افشای اخبار منفی به هزینه­ها و منافع آن بستگی داردبرای مثال، در شرایطی که هیچ‌گونه عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه­گذاران وجود ندارد. مدیران انگیزه­ای برای افشای نامتقارن اطلاعات ندارند؛ زیرا در چنین شرایطی هزینه­های نگهداری و عدم افشای اخبار منفی بیش از منافع آن خواهد بود؛ اما در شرایطی که عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه­گذاران بالا است، هزینه­های عدم افشای اخبار منفی و انباشت آن‌ها در داخل شرکت، کمتر از منافع آن خواهد بود و بنابراین مدیران انگیزه پیدا می­کنند تا اخبار منفی را داخل شرکت انباشت کرده و آن‌ها را افشا نکند. (کوتاری و همکاران، ۲۰۰۹) [۵]

هانگ و چن (۲۰۰۱) در تحقیقی به بررسی پیش‌بینی ریزش قیمت سهام توسط سه متغیر حجم معاملات، بازده­های گذشته سهام و چگونگی قیمت سهام پرداخته­اند. نتایج این تحقیق بیان می­نماید که چولگی منفی بازده روزانه سهام یا همان پدیده ریزش قیمت سهام در سهامی مشخص­تر است که دو مورد زیر را تجربه کرده باشند؛ اول یک افزایش در حجم معاملات سهام نسبت به روند آن در طی شش ماه گذشته، دوم بازده­هایی مثبت را در بیش از ۳۶ ماه قبل تجربه کرده باشد. هانگ و استین (۲۰۰۳) در تحقیق خود در رابطه با ریزش قیمت سهام این‌طور بحث می­نمایند که ناهمگنی عقاید سرمایه‌گذاران خود دلیلی برای سرعت بخشیدن به پدیده ریزش قیمت سهام است. این دو محقق از سوی دیگر با این تحقیق عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه­گذاران را نیز یادآور شده­اند.

بسیاری از پژوهشگران نظیر چن و همکاران (۲۰۰۱)، بر این باورند که تغییرات قیمت سهام یک شرکت از مدیریت اطلاعات داخلی آن ناشی می­­شود. در شرایطی که اطلاعات به‌صورت تصادفی وارد بازار می­شود و فرآیند انتشار اطلاعات بدون توجه به خوب یا بد بودن آن به‌صورت سامانمند انجام می­گیرد، می‌توان گفت که اطلاعات منتشرشده دارای توزیع متقارن است.

به‌عبارت‌دیگر، اگر مدیران‌همه اطلاعات را به‌سرعت افشا کنند، این عمل سبب می­شود که بازده سهام دارای توزیع متقارن باشد. بدین معنی که متوسط حجم بازده مثبت در مورد اخبار خوب، بایستی با متوسط حجم بازده منفی در رابطه با اخبار بد برابر باشد (کوتاری و همکاران،۲۰۰۹). اما مدیران‌همواره انگیزه دارند تا اطلاعات و اخبار منفی را از سرمایه­گذاران پنهان کرده و آن‌ها را در داخل شرکت انباشت کنند.

برای مثال، ممکن است از طریق منظور نمودن هزینه­های یک دوره به‌عنوان دارایی باعث کاهش هزینه­ها و گزارش سود بیشتر در صورت­های مالی شوند. نتیجه این عملیات منجر به این می­شود که تصویر واحد تجاری بهتر از وضعیت داخلی به نظر رسیده و انگیزه افراد برون‌سازمانی برای سرمایه­گذاری در واحد تجاری افزایش یابد. (بال، ۲۰۰۹)[۶]. این تمایل از انگیزه­های مدیریتی متعددی ازجمله قراردادهای پاداش مبتنی بر ارقام حسابداری و مسائل مربوط به دوره تصدی و اعتبار مدیران ناشی می­شود. (واتس، ۲۰۰۳)[۷]. چنانچه مدیران بتوانند برای مدت‌زمان طولانی از افشای اخبار بد خودداری کنند. اخبار منفی در داخل شرکت انباشته می­شود. از سوی دیگر حجم اخبار بدی که مدیران می­توانند انباشت کنند، محدود است. علت این موضوع آن است که وقتی‌که حجم اخبار منفی انباشته به آستانه معینی می­رسد، نگهداری و عدم افشای آن برای مدت‌زمان طولانی­تر غیرممکن و پرهزینه خواهد شد. درنتیجه توده اخبار نامطلوب پس از رسیدن به نقطه اوج خود به‌یک‌باره وارد بازار شده و این موضوع به افت شدید بازده سهام یا سقوط قیمت سهام منجر می­شود. (هاتن و همکاران، ۲۰۰۹)

بسیاری از پژوهشگران نظیر چن و همکاران (۲۰۰۱) بر این باورند که تغییرات قیمت سهام یک شرکت از مدیریت داخلی آن ناشی می­شود. در شرایطی که اطلاعات به‌صورت تصادفی وارد بازار می­شود و فرآیند انتشار اطلاعات بدون توجه به خوب یا بد بودن آن به‌صورت سامانمند انجام می­گیرد.، می‌توان گفت که اطلاعات منتشرشده دارای توزیع نامتقارن است. به‌عبارت‌دیگر، اگر مدیرآن‌همه اطلاعات را به‌سرعت افشا کنند، این عمل سبب می­شود که بازده سهام دارای توزیع متقارن باشد. بدین معنی که متوسط حجم بازده مثبت در مورد اخبار خوب، بایستی با متوسط حجم بازده منفی در رابطه با اخبار بد برابر باشد. (کوتاری و همکاران، ۲۰۰۹). تلاش مدیران برای خوب جلوه دادن عملکرد واحد تجاری درواقع نیازمند مخفی نمودن اطلاعات و اخبار آن است. چنانچه مدیران برای مدت‌زمان طولانی از افشای اخبار بد خودداری کنند، اخبار منفی در داخل شرکت انباشته می­شود. از سوی دیگر حجم اخبار بدی که مدیران می­توانند انباشته کنند، محدود است. علت این موضوع آن است وقتی‌که حجم اخبار منفی انباشته به آستانه معینی می­رسد، نگهداری و افشای آن برای مدت طولانی­تری غیرممکن و پرهزینه خواهد شد. درنتیجه توده اخبار نامطلوب پس از رسیدن به نقطه اوج خود به‌یک‌باره وارد بازار شده و این موضوع به سقوط قیمت سهام منجر می­شود. (هاتن و همکاران، ۲۰۰۹). درواقع در یک چنین سطح و آستانه­ای، به دلیل ملاحظات منفعت و هزینه و یا سایر شرایط مخفی نمودن اخبار بد امکان‌پذیر نبوده و مدیران در مقابل مخفی نمودن اخبار بد تسلیم می­گردند. در این مرز با افشای اخبار بد شرکت، همگان از اخبار بد شرکت آگاه شده و درنهایت کاهش شدید قیمت سهام اتفاق می­افتد.

کیم و ژانگ (۲۰۱۰) در پژوهشی با عنوان «آیا محافظه‌کاری حسابداری ریسک سقوط قیمت سهام را کاهش می­دهد؟» به بررسی رابطه بین محافظه‌کاری حسابداری و ریسک سقوط قیمت سهام پرداختند. نتایج بررسی­های آن‌ها نشان داد که محافظه‌کاری انگیزه­های مدیران را برای بیش نمایی عملکرد و عدم افشای اخبار بد محدود کرده و ازاین‌رو ریسک سقوط قیمت سهام  را کاهش می­دهد. همچنین آن‌ها با استفاده از هزینه­های تحقیق و توسعه، وضعیت بازار محصولات شرکت و ترکیب سهامداران شرکت به‌عنوان متغیرهای مؤثر بر عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه‌گذاران، اثبات کردند که در شرایط وجود عدم تقارن اطلاعاتی، توانایی محافظه‌کاری برای کاهش ریسک سقوط آتی قیمت سهام بیشتر است.

بسیاری از پژوهشگران نظیر چن و همکاران (۲۰۰۱)، بر این باورند که تغییرات قیمت سهام یک شرکت از مدیریت اطلاعات داخلی آن ناشی می­شود. در شرایطی که اطلاعات به‌صورت تصادفی وارد بازار می­شود و فرآیند انتشار اطلاعات بدون توجه به خوب یا بد بودن آن به‌صورت سامانمند انجام می­گیرد، می‌توان گفت که اطلاعات منتشرشده دارای توزیع متقارن است.

به‌عبارت‌دیگر، اگر مدیران‌همه اطلاعات را به‌سرعت افشا کنند، این عمل سبب می­شود که بازده سهام دارای توزیع متقارن باشد. بدین معنی که متوسط حجم بازده مثبت در مورد اخبار خوب، بایستی با متوسط حجم بازده منفی در رابطه با اخبار بد برابر باشد. (کوتاری و همکاران، ۲۰۰۹) اما مدیران‌همواره انگیزه دارند تا اطلاعات و اخبار منفی را از سرمایه­گذاران پنهان کرده و آن‌ها را در داخل شرکت انباشت کنند. برای مثال، ممکن است از طریق منظور نمودن هزینه­های یک دوره به‌عنوان دارایی، باعث کاهش هزینه­ها و گزارش سود بیشتر در صورت­های مالی شوند، نتیجه این عملیات منجر به این می­شود که تصویر واحد تجاری بهتر از وضعیت واقعی به نظر رسیده و انگیزه افراد برون‌سازمانی برای سرمایه­گذاری در واحد تجاری افزایش یابد. (بال، ۲۰۰۹) این تمایل از انگیزه­های مدیریتی متعددی ازجمله قراردادهای پاداش مبتنی بر ارقام حسابداری  و مسائل مربوط به دوره تصدی و اعتبار مدیران ناشی می­شود. (واتس، ۲۰۰۳).

چنانچه مدیران بتوانند برای مدت‌زمان طولانی از افشای اخبار بد خودداری کنند. اخبار منفی در داخل شرکت انباشته می­شود. از سوی دیگر حجم اخبار بدی که مدیران می­توانند انباشت کنند، محدود است. علت این موضوع آن است که وقتی‌که حجم اخبار منفی انباشته به آستانه معینی می­رسد، نگهداری و عدم افشای آن برای مدت‌زمان طولانی­تر غیرممکن و پرهزینه خواهد شد. درنتیجه توده اخبار نامطلوب پس از رسیدن به نقطه اوج خود به‌یک‌باره وارد بازار شده و این موضوع به افت شدید بازده سهام یا سقوط قیمت سهام منجر می­شود. (هاتن و همکاران، ۲۰۰۹) .

وقایع ناگوار و بحران‌های به وجود آمده در بورس اوراق بهادار جهان و به ژوئیه سپتامبر سیاه ۱۹۹۷ و سپس حادثه یازدهم سپتامبر  ۲۰۰۰ افشای ماجرای ( وردکام ) ، انرون ، زیراکس و سپس پارمالات در سطح جهان و سقوط شاخص‌های بورس تهران در سال ۱۳۸۳ باعث گردید تا مقوله شفافیت گزارشگری مالی بیش‌ازپیش موردتوجه قرار گیرد ، علاوه بر این در محیط پرتلاطم امروزی ، اساس در بازارهای مالی تبدیل‌شده است . یکی از عواملی که به عدم شفافیت اطلاعات مالی منجر می‌شود ، مدیریت یا دست‌کاری بوده است. از دیدگاه اقتصادی با فرض منطقی بودن رفتار افراد ، فرض بر این است که همه در وهله اول به دنبال حداکثر کردن منافع خویش هستند. مدیران نیز از این قاعده مستثنا نیستند  آن‌ها علاقه‌مندند که در راستای حداکثر کردن منافع شخصی ، رفاه اجتماعی و تثبیت موقعیت شغلی خود ، تصویر مطلوبی از وضعیت مالی واحد تجاری به سهامداران و سایز افراد ذینفع ارائه نمایند ، لکن در برخی موارد الزاماً افزایش ثروت سایر گروه‌ها ازجمله سهامداران نیست  با در نظر گرفتن تئوری تضاد منابع میان مدیران و مالکان ، مدیران واحدهای تجاری از انگیزه‌های لازم برای دست‌کاری بود به‌منظور حداکثر کردن منافع خود برخوردارند. بر اساس پژوهش‌های انجام‌شده انگیزه‌های مدیریت بود شامل قراردادهای بدهی  هزینه‌های سیاسی ، طرح‌های پاداش و ساختار مالکیت است . در شرایط نبود شفافیت کامل در گزارشگری مالی ، برای مدیران این فرصت فراهم می‌شود تا برای حفظ شغل و اعتبار حرفه‌ای خود  اطلاعات منفی را در داخل شرکت پنهان کنند. ازاین‌رو این اطلاعات منفی در داخل شرکت انباشته می‌شود. هنگامی‌که توده اطلاعات منفی انباشته به نقطه اوج خود می‌رسد  نگهداری آن برای مدت‌زمان طولانی‌تر غیرممکن و پرهزینه می‌شود درنتیجه توده اطلاعات منفی به‌یک‌باره وارد بازار شده ، به سقوط قیمت سهام منجر می‌گردد.

هدف این تحقیق ، بررسی تأثیر عدم شفافیت اطلاعات مالی بر ریسک سقوط آتی قیمت سهام و همچنین بررسی تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر رابطه بین عدم شفافیت اطلاعات مالی و ریسک سقوط آتی قیمت سهام است.

[۱] Wardcom

[۲] Enron

[۳] Han and Stein 2003

[۴] Black Scholes

[۵] Kotari et al., 2009

[۶] Wing, 2009

[۷] Watts, 2003

royalit

محصولات مرتبط
s

مبانی نظری مکانیسم های دفاعی ...


27000 تومان 64 11 ژانویه 2020
s

مبانی نظری استرس شغلی (پیشینه ...


30000 تومان 14 13 جولای 2019
s

پایان نامه بررسی اجمالی عملکرد ...


27000 تومان 0 16 آوریل 2021
s

مبانی نظری خودکشی و گرایش ...


25000 تومان 24 24 ژوئن 2018

دیدگاه ها

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -