سلام دوست عزیز وارد حساب کاربری خود شوید
۲-۱ مباني نظري الگوي ارتباطي خانواده
۲-۱-۱ تعريف خانواده
۲-۱-۱- ۱-رشد اجتماعي – عاطفي
۲-۱-۱- ۲-رشد فکري
۲-۱-۱-۳- رشد زباني
۲-۱-۱-۴- رشد حرکتي
۲-۱-۲- خانواده وتربيت
۲-۱-۳- رويکرد سيستمي خانواده
۲-۱-۴- طبقه بندي خانواده
۲-۱-۵ مدل الگوهاي ارتباطات خانواده
۲-۱-۶ انواع خانواده براساس ترکيب دو نوع جهتگيري گفت و شنود و همنوايي
پیشینی پژوهشی داخل و خارج
منابع فارسی و لاتین
خانواده نخستين پيوند ميان کودک و محيط اطراف اوست. کودک در خانواده پندارهاي اوليه (ابتدايي)درباره جهان خارج را فراميگيرد، از لحاظ جسمي و ذهني رشد مييابد و پرورش پيدا ميکند، شيوه سخن گفتن را ميآموزد، هنجارهاي اساسي رفتار را ياد ميگيرد و سرانجام نگرشها اخلاق و روحياتش درخانواده شکل ميگيرد و به عبارت ديگر اجتماعي مي شود (شريعتمداري، ۱۳۹۳).
درخانواده است که کودکان اعم از پسر و دختر احساس ميکنند که نسبت به آنها محبت ميشود وازآنان قدرداني ميگردد، چرا که در خانواده، پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ و اقوام يعني همه آنان که کودکان آنان را دوست ميدارند و کودکان نيز نسبت به آنها احساس تعلق ميکنند.کودکان را دردايره روابط محبت آميز خود محصور ميکنند. اين احساس پذيرش براي رشدوشکوفايي شخصيت کودک لازم و حياتي است، کودک با تجربه کردن علاقه و محبت ديگران نسبت به خود، درواقع ميآموزد که چگونه ديگران را دوست بدارد کودکاني که داراي چنين روابط عاطفي عميق با اعضاي خانوادهشان نيستند به ندرت ياد ميگيرند که در برابر ديگران توجه عميقي از خود نشان دهند.
تاکنون هيچ گونه جانشين رضايت بخش و مطلوبي براي خانواده پيدا نشده است. به طوري که اگردردوران کودکي از داشتن خانواده محروم باشيم، در سراسر زندگي خود در جستجوي آن خواهيم بود.طي ساليان متمادي آزمايشهايي صورت گرفت تاتربيت کودکان دردرون گروه هاي کودکان را جايگزين تربيت کودکان در واحدهاي خانوادگي نمايند. اما همه اين آزمايشها باشکست مواجه شد.مگرآزمايشهايي که برقراري روابط نزديک با والدين کودکان و ارتباطات پيوسته با آنها را جزء برنامه خود قرار دادند(بالبي[۱]،۱۹۸۲). بالبي طي ارائه گزارشي به سازمان جهاني بهداشت، کودکاني را که از مراقبت والدين برخوردار نبودند، مورد بررسي قرار داد. او تاکيد داشت که کيفيت مراقبت والدين از يک کودک در سالهاي اول زندگي براي سلامت ذهنياش در آينده از اهميت حياتي برخوردار است (بالبي،۱۹۸۲).
آنچه براي سلامت ذهني لازم است، اين است که نوزاد و کودک ميبايست رابطه گرم، صميمانه و پيوستهاي با مادرش(يا جانشين دائمي مادر) داشته باشد تا به اين وسيله هر دو به رضايت خاطر و خرسندي دست يابند. امروزه روانپزشکان و ساير متخصصان کودک معتقدند که اين گونه مناسبات عميق پيچيده و متقابل ميان کودک و مادر در سالهاي اوليه زندگي که به کرات تحت تأثير روابط با پدر، برادران و خواهران تغيير مييابد نقش مهمي در رشد شخصيت و سلامت ذهني کودک دارد(نوابي نژاد،۱۳۸۴؛ ۵۹).
خانه و خانواده کانوني است که کودک را با دنياي ناشناخته بيرون آشنا ميکند. هر گونه شناخت و چگونگي برخورد با مسائل و مشکلات اجتماعي، فرهنگي اقتصادي و سياسي جامعه را نخست از خانواده ميآموزيم در رفت و آمدهاي خانوادگي، کودک طرز گفت و شنودها و نشست و برخاست ها را فرا ميگيرد و بايدها و نبايدهاي زندگي راکه اخلاق ناميده ميشود و ميآموزد و يا به خاطر ميسپرد، به ارزش کار و پشتکار پي ميبرد. محبت خانواده را ميچشد واز لذت شيرين آن برخوردار ميشود و به محبت کردن به ديگران تشويق ميگردد. تلاش پدر ودلسوزيهاي بدون چشمداشت مادر را درک ميکند و ميآموزد که خود با تلاش ودلسوزي بيشتر براي اطرافيان سود بخش گردد. با کششهاي عاطفي و واکنشهاي فردي وگروهي افراد خانواده و بزرگتران خويش خو ميگيرد جايگاه والدين ومقام خانوادگي و اجتماعي ساير بزرگترهاي خودراکم وبيش ميفهمد، با نگرش وتربيتي خاص سني خويش، خصايص پسنديده را از خصوصيات ناپسند برخي از افراد خانواده و اطرافيانش باز ميشناسد واز آنان در کل رفتار و واکنشهاي خود تقليد و پيروي مينمايد تا آنجا که به تدريج محيط و به طور کلي دنياي بيرون ازخانه و خانوادهاش را به ترتيبي که خانواده در نظرش ترسيم و تجسم کرده است نگاه ميکنند که خانواده اش زندگي ميکنند وبه او آموخته اند. خانواده در هر شرايط ميتواند شخصيت کودک را رشد دهد و از لحاظ تحصيل ودانش به نسبت نهايي که بزرگترها به علم ميدهند موجبات پيشرفت اورا فراهم کند(حيدري، ۱۳۷۰؛۳۵).