سلام دوست عزیز وارد حساب کاربری خود شوید
اعتياد يعني خوگرفتن و وابسته شدن جسمي، رواني و عصبي فرد به مواد مخدر كه ترك يا فرار از آن ناممكن و يا بسيار مشكل است. اعتياد يعني مصرف نابجا و مكرر مواد مخدر كه موجب وابستگي به آنها ميشود. اين وابستگي بدني و رواني است، ترك مصرف مواد افيوني مشكلات و محروميتهاي بدني و رواني را در پي خواهد داشت (فخر، ۱۳۸۷).
اعتياد عبارتست از وابستگي به عوامل يا موادي كه تكرار مصرف آنها با كم و كيف مشخص و درمان معين از ديدگاه معتاد ضروري مينمايد. (حسني، ۱۳۸۹). اعتياد يك بيماري رواني، اجتماعي، اقتصادي است كه بر اثر فعل و انفعال تدريجي بين بدن انسان و مواد شيميائي تحت تأثیر يك سلسله شرايط و اوضاع و احوال خاص رواني، اقتصادي، اجتماعي و سنتي به وجود ميآيد. (شيخالاسلام، ۱۳۸۸). از نظر فارماكولوژي اعتياد عبارت است از حالت مقاومت اكتسابي كه در نتيجه استعمال متمادي دارو در بدن حاصل ميشود به قسمي كه استعمال مكرر دارو موجب كاسته شدن اثرات تدريجي ميگردد و پس از مدتي شخص ميتواند مقادير سمي دارو را در بدن بدون ناراحتي تحمل كند و در صورتي كه دارو به بدن نرسد اختلالات جسمي و رواني موسوم به سندروم محروميت بروز ميكند. در سال ۱۹۵۰ سازمان جهاني بهداشت تعريف زير را براي اعتياد ارائه دادند. اعتياد داروئي حالتي است كه در اثر مصرف دورهاي يا مداوم يك ماده شيميائي (طبيعي يا مصنوعي) كه براي انسان يا جامعه مضر باشد ايجاد ميگردد و ويژگيهاي آن به قرار زير است: ۱- اشتياق يا نياز اجباري به استفاده مداوم آن ماده و ظهور رفتاري اجباري براي پيدا كردن آن به هر وسيله. ۲- تمايل به افزودن به مقدار مصرف به مرور زمان. ۳- پيدا شدن وابستگيهاي جسمي و رواني براثر استفاده از آن ماده (مرادی، ۱۳۸۷).
اين كميته براي استفاده مداوم يا دورهاي مواد شيميائي كه براي فرد و جامعه مضر نبوده و نيز حالت ايجاد شده توسط آن خصوصيات بالا را نداشته باشد واژه عادت داروئي را در نظر گرفت. ولي به مرور زمان مشخص گرديد كه تعاريف خصوصاً براي عادت داروئي نارسا هستند و به همين دليل در سال ۱۹۵۷ ميلادي تعاريف توسط كميته كارشناسان سازمان جهاني بهداشت مجدداً به اين صورت تصحيح گرديد كه وابستگي رواني به يك دارو «بدون پديده محروميت» را عادت و وابستگي رواني و جسمي «همراه با پديده محروميت» را اعتياد ناميدهاند. اما تعاريف فوق نيز با شروع مصرف داروهائي از قبيل ال. اس. دي و آمفتامينها نارسا شدند. چون مصرف آمفتامين براي گروهي موجب افزايش فعاليتهاي روزانه ميگشت و براي گروهي حمله جنون ايجاد ميكرد به همين جهت در سال ۱۹۶۴ كميته مزبور اصطلاح وابستگي داروئي را براي هر دو حالت فوق انتخاب كرد و چنين استدلال نمود كه يك بيمار ممكن است نسبت به داروي خاص وابستگي رواني پيدا كند، در حالي كه بيمار ديگر نسبت به همين دارو، علاوه بر وابستگي رواني از لحاظ جسماني نيز وابسته شود. كميته مزبور وابستگي داروئي را حالتي ناشي از استعمال مكرر يك دارو به طور دورهاي يا مداوم ميداند، كه خصوصيات آن بسته به ماده مورد استفاده متغير است و به همين دليل ذكر شده است كه نام شيميائي مورد بحث در جلو عبارت «وابستگي داروئي» قيد گردد. به هر حال با توجه به اينكه در كشور ما واژه اعتياد از همه جهت قابل درك عموم ميباشد در اين سايت از كلمه اعتياد بيشتر استفاده شده است. با توجه به تعاريف فوق در رابطه با اعتياد مشخصاً در چند مقوله با يكديگر شريكند و آن اينكه: (مرادی، ۱۳۸۷)
۱- وابستگي شديد وجود دارد؛
۲- وابستگي جسمي و رواني است؛
۳- قطع اين وابستگي مشكلاتي را به همراه دارد.
«عـادت» و «اعتــياد» دو اصطلاح و عنواني هستندكه در افكار عمومي به غلط مشابه و معادل هم در نظر گرفته ميشوند در صورتيـكه اختلاف كلي و اساسي با هم دارند. «عادت» در اصل عبارتست از تطابق موجود زنده با محيط زيـست يا شرايـط جديد و بيسابقه كه در انسان انواع مختلف وجود داشته و در كتاب «معماي عادت» طرح جديـدي در مورد تعريف و تقسيمبندي آن ارئه گشته و «عادت» بر چهار گروه اصلي بشرح زير تقسيم شدهاند: (حجت خواه، ۱۳۸۸)
اول - «عادت روحي» كه عبارتست از تطابق روحي و معنوي با مسائل و موضوعات و كليه پديدههاي جديد و بيسابقهاي كه با آنها انس و عادتي از پيش وجود نداشته تا آثار معنـوي حاد آنها از بين برود؛ از قبيل خبر خوش يا ناخوش مهمي كه در ابتدا انـسان را بشدت متأثـر نموده و تحت تأثیر خود قرار ميـدهد، مانند اثرات خبر فوت پدر يا مادر و نزديكان مورد علاقه يا خبر موفقيت در كنكور ورودي دانشگاه و يا خبر اصابت جايـزه بزرگي در قرعهكشي و غيـره. به مرور زمان كه خبر كهنه ميشود (انسان ضـمن انس گرفتن به آن عادت كرده) اثرات رواني آن از بين ميرود.
دوم - «عادت عضوي» عبارتست از عادت دادن عضوي از اعضاء بدن بكار و فعاليت منظم و مداوم غيرارادي معيني كه قبلاً از روي علم و آگاهي و دخالت شـعور و اراده انسان صورت ميگرفته ولي پس از تمرين و تكرار كافي ميتواند بطور خودبخودي و غير ارادي و ناآگاه نيز انجام گيرد، مانند عادت دادن انگشتان به حروف ماشين تايپ يا عادت دادن دستها و پاها بكارهاي معيني مانند دوچرخه سواري و راننـدگي يا به هنرها و صنايع.
سوم - «عادت غريزي» عبارتست از عادت عضوي مشخصي كه به اقتضـاي فطري و ناآموخته از بدو حيات در اعضاء وسـلولها و نسوج معيني بوجود آمده و همان خـصوصيات عادت نامبرده دو فوق را داراست مانند كار قلب و كليـهها و ريـهها و فعاليتهاي دروني اعـضاء و نـسوج و سلولهاي داخلي بدن كه بطور غير ارادي و منظم انجام ميگيرد.
چهارم - «عـادت حياتي» عبارتست از تـطابق بدن مـوجود زنده (تطابق بيولوژيكي) با شرايط جديد محيط زندگي بخصوص از نظر عوامل فيزيكي وشيمايي مانند تـطابق بدن با گرما و سرما (عامل فيزيكي) يا با رژيمهاي غذائي و داروئي مختلف (عامل شيـميائي) يـا با آب و هواهاي مختلف (عامل فيـزيكي و شيميائي توأم). در استعمال دارو بمدت دراز (و هر نوع تركيبات شيـميائي مختلف در حد تحمل بدن) نوعي تطابق بيـولوژيكي بوجود ميآيد كه در صورت قطع استعمال آن دارو يا ماده شيميائي معين و بخصوص (مانند استعمال طولاني داروهاي مسـكن يا خواب آور) ممكن است اختلالات فيزيكي و شيميائي و بدنبال آن اختلالات فيـزيولوژيكي و بيولوژيـكي محسوس و گاهي غيرقابل تحمل در شخص بوجود آيد زيرا بدن در اثر عادت به آن دارو و تطابق با شرايـط مربوط به مصرف آن به يك اعتدال مجازي موقتي رسيـده كه با حذف آن، اعتدال بدن بر هم ميخورد و شخص موقتاً تحت فشار خاصي قرار ميگيرد زيرا بدن مستقيماً به آن دارو عادت كرده و خو گرفته است كه ايـن امر در مورد مواد مخدر بسيـار سخت و از تمام انواع عادات بيـولوژيكي يا حياتي (تطابق بيـولوژيكي) دردناكتر و غيرقابل تحملتر است.
تاریخچه و ادبیات موضوع
تفاوت عادت و اعتياد
وابستگي به
مواد
عوامل زمينه ساز و مستعد کننده اعتياد
عوامل گرایش به انواع مواد مخدر
درمان اعتياد
ژنتيك
صفات شخصيتي
اختلالهاي رواني
نگرش مثبت به مواد
عوامل مربوط به خانواده
تأثیر دوستان
عوامل مربوط به مدرسه
عوامل مربوط به محل سكونت
عوامل مخاطره آميز اجتماعي
قوانين
بازار مواد
مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعي
كمبود امكانات فرهنگي، ورزشي، تفريحي
عدم دسترسي به سيستمهاي خدماتي، حمايتي، مشاورهاي و درماني
توسعه صنعتي جامعه، مهاجرت، كمبود فرصتهاي شغلي
وسوسه
انگيزش
پيشگيري
بهبودي
پسرفت بيماری
لغزش
عود
هم وابستگي
پیشینه پژوهش
پیشینه تحقیقات داخلی
پیشینه تحقیقات خارجی
فهرست منابع
۲-۴-۱تعاريف اعتياد۵۵
۲-۴-۲اعتیاد به عنوان یک بیماری۵۸
۲-۴-۳معتاد کیست۴۶
۲-۴-۴ماده یا مواد چیست۶۰
۲-۵-۱تعریف وابستگی به ماده یا مواد۶۰
۲-۵-۲وابستگی روانی۶۱
۲-۵-۳وابستگی جسمی۶۱
۲-۶-۱تعریف ترک مواد یا ترک اعتیاد۶۲
۲-۶-۲سو مصرف مواد۴۸
۲-۶-۳ترک اعتیادعود یا بازگشت چیست۶۵
۲-۶-۴تعریف بهبودی اعتیاد یا درمان اعتیاد۶۶
۲-۶-۵ویژگی های مهم اعتیاد۶۶
۲-۷-۱انواع وابستگی به مواد مخدر۶۷
۲-۷-۲تاريخچه مصرف مواد مخدر:۶۸
۲-۷-۳سبب شناسي اعتياد۷۱
۲-۸-۱نظریه های اعتیاد۷۴
۲-۸دیدگاه های روان شناختی اعتیاد۷۸
۲-۸-۱عوامل روان شناختی اعتیاد – دیدگاه روان کاوی۷۸
۲-۸-۲عوامل روان شناختی اعتیاد – دیدگاه رفتاری۸۲
۲-۸-۳عوامل روان شناختی اعتیاد -دیدگاه یادگیری اجتماعی۸۴
۲-۸-۴عوامل روان شناختی اعتیاد – دیدگاه شناختی۸۵
۲-۹-۱باورهای سوءمصرف مواد۸۵
پیشینه پژوهش
پیشینه تحقیقات داخلی
پیشینه تحقیقات خارجی
فهرست منابع