سلام دوست عزیز وارد حساب کاربری خود شوید
اصطلاح اختلالات رفتاری، بدون آنكه تعریف شود، تقریبا ۸۵ سال پیش، وارد فرهنگ علم روانشناسی شده است. از آن هنگام معلمان، پزشكان، روانشناسان و افراد دیگری كه با مشكلات هیجانی و رفتاری كودكان در ارتباط هستند از این اصطلاح برای بیان مقصود خویش استفاده كردهاند. اما تعریف واحدی كه مورد پذیرش همگان باشد، ارائه نشده است(سیف نراقی و نادری، ۱۳۷۴). اختلال های رفتاری کودکان، اختلال های شایع و ناتوان کننده ای هستند که برای معلمان، خانواده و خود کودکان مشکلات بسیاری ایجاد می کنند و با بسیاری از معضلات اجتماعی همراه اند(مکتبی و همکاران، ۱۳۹۵).
شیوه های فرزند پروری یک عامل مهم و تعیین کننده و اثرگذار در آسیب شناسی روانی و رشد کودکان است. رابطه والدین و کودکان و نقش آن در شـکلگیری شـخصیت کودکان، یکی از مباحث اساسی در تـربیت کـودک است. رفـتار والدیـن، ابـعاد مختلف دارد و فقط شامل تغییرات یکنواخت نـمیشود. والدیـن ممکن است هم فرزندان خود را دوست بدارند و هم اینکه آنها را طرد کـنند یـا در عین دوست داشتن در انضباط نیز سـختگیری کنند، رفتار کودک نـیز نـتیجه ترکیب عوامل مختلف میباشد (هاشمی و امیری، ۱۳۹۵).
شـیوههای فـرزندپروری یکی از ابعاد فضای خانوادگی است. شیوههای معیوب فرزندپروری فضای خانوادگی را تخریب میکند. والدیـن، مـمکن است گاه آسانگیر و گاه سـختگیر بـاشند و ایـن ناپایداری، معلول عـوامل مـختلفی از جمله وضعیت اقتصادی خـانواده، تـولد کودک جدید، آشفتگیها و نابسامانیهای خانوادگی، تحصیلات والدین و جنسیت کودکان میباشد(سلطانی، ۱۳۹۵).
فـرزندان والدین سختگیر، خصوصیاتی از جمله گوشهگیری، اضـطراب، عـدم اعتماد بـه نـفس و غـیره دارند و والدین آسانگیر فـرزندانی کارآمد و مستقل و متکی به خود بار میآورند.آنچه که بسیار مهم است، توجه به ایـن نـکته است که سختگیری و آسانگیری بیش از انـدازه، هـر دو دارای مـعایبی اسـت و والدیـن بایستی در کلیه شـیوههای تـربیتی خود اعم از اندازه، کنترل و نظارت، مراقبت و محافظت از کودک، اعطای آزادی و سایر شیوهها رعایت اعتدال را بنمایند تا نـتایج مـطلوبتری بـه دست آورند(یوسفی، شهیر، ۱۳۹۵).
مسلماً تربیت کودکان نمیتواند بـه کـاربرد مـجموعه دسـتورالعملها و فـرمولهای آزمـایش شده محدود شود. حتی اگر والدین فنون تربیتی خود را یکسان به کار ببرند، کودکان همگام با بزرگ شدن کاملاً متفاوت خواهند بود. بنابراین والدین باید به شـیوههای مؤثر و اثر بخش توجه داشته باشند و با تجدید نظر مستمر در تجربههای تربیتی خود، شیوههای معیوب فرزندپروری را ترک کنند و به شیوههای مؤثر و کارآمدتر روی آورند. در نهایت کودکان دست پرورده والدین خود هستند. اگـر شـیوههای تربیتی والدین اصلاح شوند، مشکلات رفتاری کودکان نیز اصلاح خواهد شد. دوران پیش دبستانی مناسبترین زمانی است که والدین میتوانند ثبات و هماهنگی را در تربیت فرزندان خود بیاموزند، آن را تجربه کرده و تداوم دهـند تـا موجبات رشد و شکوفایی فرزندان خود را فراهم کنند(مولوی و همکاران، ۱۳۸۴).
با توجه به افزایش روز افزون کودکان بی سرپرست و مشاهده اختلالات رفتاری که بر اثر جدایی از کانون خانواده به وجود می آید، توجه خاص و همه جانبه جامعه به این کودکان احساس می گردد (آجری و شیخی زاده، ۱۳۹۳).
رابطه والدین با فرزندان یا سبک های فرزند پروری[۱] در گذر از اعمالی است که اهداف گوناگونی را در بر دارد. تربیت اخلاقی و روانی، شناسائی, رشد و پیشرفت استعدادهای فرزندان، آموزش مهارت ها، آشنا کردن با قوانین و هنجارهای جامعه از دید والدین، از جملة این اهداف می باشند. پارسنز نیز دو کارکرد اساسی یعنی اجتماعی کردن و شکوفایی شخصیت فرزند را برای خانواده در نظر می گیرد (اعزازی، ۱۳۷۶).
این گونه اهداف والدین که شامل تمام فعالیت ها و اعمالی می شود که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ارتباط آنها را با فرزندان در رفتارهای روزمره نشان می دهد، که تحت عنوان فرزند پروری یا رابطة آموزشی مطرح می باشد. این فعالیت ها برطبق نظریة عمل بوردیو جامعه شناس معاصر فرانسوی توسط نیروهائی هدایت و یا کنترل می شوند، که این نیروها به صورت یکسان و به یک اندازه نزد انسانها از جمله والدین وجود ندارد. این نیروها در ارتباط با وضعیت اقتصادی اجتماعی و فرهنگی خانواده می باشند. همچنین تصوراتی که والدین از فرزندان خود دارند, تاثیر بر روی چگونگی نوع روابط یعنی شیوه های فرزند پروری نیز دارند. تصورات نیز تحت تاثیر طبقة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فرد (یا سرمایه های فرهنگی) می باشند. تصورات و فرهنگ فرد، یعنی عادت واره، هر دو عامل به صورت مستقیم و غیر مستقیم اعمال فرد را هدایت و کنترل می کنند. در این پژوهش، فرهنگ و تصورات والدین و نقش فرزند، هدایت کنندة رفتارهای آنها از جمله نوع رابطه با فرزندانشان می باشند(کریم نیا و ایزدمهر، ۱۳۹۳).
فرزندپروري فعاليت پيچيده اي شامل روش ها و رفتارهاي ويژه است كه به طور مجزا يا در تعامل با يكديگر بر رشد كودك تأثير مي گذارد. در واقع پايه و اساس شيوه فرزندپروري مبين تلا ش هاي والدين براي كنترل و اجتماعي كردن كودكان شان است ( بامریند ،۱۹۹۱).
تقریباً همه والدین از این که همه فرزندان شان چگونه باشند، یک تصویر آرمانی می سازند و براي سوق دادن فرزند به سوي این هدف (تصویر آرمانی) روش هاي زیادي را مورد آزمایش قرار می دهند فرزندان خود را تشویق یا تنبیه می کنند، براي آن ها سرمشق و الگو ارائه می دهند، انتظارات و باورهاي خودشان را توضیح می دهند و سعی می کنند فرزندان شان را به مراکز آموزشی و تربیتی خاصی بسپارند و براي آن ها دوستانی انتخاب کنند که با اهداف وارزش هاي آن ها هماهنگ باشند(بخشی و صباغ اسماعیلی، ۱۳۹۴).
کودک مدل رفتار خود را از نمونه افرادی انتخاب خواهد کرد که در محیط زندگی او در دوروبر او بسر میبرند و او در این انتخاب فقط تحت تأثیر تقلید خویش است. عقل و خرد او به میزان کافی رشد نکردهاند تا او بتواند آنها را موردسنجش و ارزیابی قرار دهد و بهترین را برگزیند. در ضمن باید تعلیمات و آگاهیهای او هم به درجهای نیست که بتواند بهگزینش ملاک و معیاری اقدام نماید. کودکی با چنین وضع عقلانی و با چنین درجه از آگاهی در برابر نقشهای متعدد اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، مهر و عاطفه و رفتار و کردار والدین قرار میگیرد و میخواهد شیوه زندگی خود ر از آنان بیاموزد و بر اساس نیک و بدرفتارشان گام بردارد و بهپیش رود. طبیعی است که همه آنچه را که کودک میبیند برای او درس و مدل است، والدین از نخستین و مهمترین مدلهای مورد تقلید کودک میشوند. صفات اجتماعی کودک ازآنجا کسب میشود و از طریق همبستگیها، انسها، درگیریهای والدین درمییابد که چگونه باشد و این سعادتی و یا در مواردی مرضی است که دامنگیر همه کودکان از خانوادههای فقیر و ثروتمند خواهد شد. کانون خانواده از این دید کانون بسیار مجهزی است یادگیریها در آن دوره از هرگونه پیچیدگی و بهگونهای بسیار ساده و طبیعی هستند و کودک نمیتواند از تأثیرپذیریهای خانواده دور و برکنار بماند(قائمی، ۱۳۸۶).
خانواده پایهگذار بخش مهمی از سرنوشت ما است و در تعیین سبک و خطمشی زندگی و آینده، اخلاق، صحت و سلامت روانیمان نقش بزرگی بر عهده دارد. رشد عاطفی و سلامت روانی کودک به خانواده و محیط خانوادگی بستگی دارد. خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط را فراهم میکند. کودک در خانواده نگرشهای اولیه را درباره جهان فرامیگیرد، ازلحاظ جسمی و ذهنی رشد مییابد، شیوههای سخن گفتن را میآموزد، هنجارهای اساسی رفتار را یاد میگیرد و سرانجام نگرشها، اخلاق و روحیاتش شکل میگیرد و اجتماعی میشود. یکی از مهمترین مباحث در این حوزه فرزند پروری نامیده میشود (غلامی تکالو و نیکخو، ۱۳۹۴).
اصطلاح فرزند پروری از ریشه پریو[۲] به معنی زندگیبخش گرفتهشده است (کریمی ۱۳۸۹). فرزند پروری، به شيوه غالب بر تربيت فرزندان از سوي والدين اشاره دارد و بر چگونگي رشد و تكوين شخصيت كودكان تأثیر به سزايي دارد (شکوهی یکتا و همکاران، ۱۳۸۵). سبک فرزند پروري مجموعهای از نگرشهاي والدین نسبت به فرزندان است که منجر به ایجاد جو هیجانی میشود که در آن جو رفتارهاي والدین بروز مینماید. این رفتارها هم دربرگیرنده رفتارهاي مشخص (رفتارهایی که در جهت هدف والدین است) که از طریق آن رفتارها، والدین به وظایف والدینیشان عمل میکنند (اشاره به رفتارهاي فرزند پروري دارد) و رفتارهاي غیر مرتبط باهدفهای والدینی است که شامل ژستها، تغییر در تن صدا یا بیان هیجانهای غیرارادی میباشد. درواقع فرزند پروري فعالیتی پیچیده و دربرگیرنده رفتارهاي خاصی است که فرزند را تحت تأثیر قرار میدهد (دارلینگ و استنبرگ، ۱۹۹۳) سبکهای فرزند پروری يا شیوههای تربيتي والدين بر بروز نابهنجاریهای رفتاري فرزندان اثرات قابلتوجهی دارد. نقش كيفيت رفتار والدین بر عملکرد تحصيلي، روابط با همسالان و سازگاري در دوره نوجواني مشخصشده است (شکوهی یکتا و همکاران، ۱۳۸۵) سبک فرزند پروري مجموعهای از نگرشهاي والدین نسبت به فرزندان است که منجر به ایجاد جو هیجانی میشود که در آن جو رفتارهاي والدین بروز مینماید. این رفتارها هم دربرگیرنده رفتارهاي مشخص رفتارهایی که در جهت هدف والدین است که از طریق آن رفتارها، والدین به وظایف والدینیشان عمل میکنند اشاره به رفتارهاي فرزند پروري دارد و رفتارهاي غیر مرتبط باهدفهای والدینی است که شامل ژستها، تغییر در تن صدا یا بیان هیجانهای غیرارادی میباشد. درواقع فرزند پروري فعالیتی پیچیده و دربرگیرنده رفتارهاي خاصی است که فرزند را تحت تأثیر قرار میدهد (دارلینگ و استنبرگ،۱۹۹۳).
مقدمه
۲-۲٫ سبک فرزند پروری
۲-۲-۱٫ الگوی آدلر[۱]
۲-۲-۲٫ الگوی شفر[۲]
۲-۳٫ سبک های فرزند پروری بامریند
۲-۳-۱٫ سبک سهل گیرانه
۲-۲-۳٫ الگوی وینتر باتم[۳]
۲-۳-۲٫ سبک استبدادی
۲-۳-۴٫ تنوع فرهنگی در رابطه با فرزند پروری
۲-۳-۳٫ سبک مقتدرانه
سبک های فرزند پروری و پرخاشگری
۲-۴٫ پیشینه تحقیق
سبک های فرزند پروری با اضطراب
سبک ها فرزند پروری با ناسازگاری عاطفی کودکان
الف) منابع فارسی
ب) منابع انگلیسی
