سلام دوست عزیز وارد حساب کاربری خود شوید
پیشرفت تحصیلی یکی از سازههایی است که از دیرباز مورد توجه بوده و تحقیقات بسیاری را به خود اختصاص داده است. متخصصان تعلیم و تربیت همواره کوشیدهاند شرایطی را فراهم آورند تا محصلان بیشترین کارایی تحصیلی را از خود نشان دهند. امروزه مهمترین نقش مدارس این است که دانشآموزان را در پیشرفت تحصیلی یاری نمایند(ابوالقاسمی و میرالی رستمی، ۱۳۹۲). عابدینی(۱۳۹۰) در تعریف پیشرفت تحصیلی میگوید که: «پیشرفت تحصیلی عبارت است از میزان تسلط و یادگیری فرد از مواد آموزشی ارائهشده در طی یک سال تحصیلی در کلاس درس». پیشرفت تحصیلی معلومات، یا مهارتهای اکتسابی عمومی یا خصوصی در موضوعهای درسی است که معمولاً بهوسیله آزمونها یا نشانهها یا هردو که معلمان برای دانشآموزان وضع میکنند اندازهگیری میشود.
پیشرفت تحصیلی ازاین جهت اهمیت دارد که پیشرفت آموزشگاهی در یادگیری اثر داشته و یادگیری آموزشگاهی پیشرفت تحصیلی را تحت تأثیر قرار میدهد و معلم برای افزایش سطح انگیزش دانشآموزان نسبت به یادگیری موضوعهای مختلف درسی، باید سعی کند تا شرایط یادگیری را بهبود بخشد و کیفیت روش آموزش را افزایش دهد تا از این طریق دانشآموز به موفقیت دست یابد و نسبت به تواناییهای خود در یادگیری، اعتماد به نفس کسب کند(شکری، کدیور و دانشور پور، ۱۳۸۶).
اتکینسون[۱]و همکاران(۱۹۹۸، به نقل از سیف،۱۳۸۴)پیشرفت تحصیلی را توانایی آموخته شده یا اکتسابی حاصل از دروس ارائه شده می دانند.به عبارت دیگر، پیشرفت تحصیلی توانایی آموخته شده یا اکتسابی فرد در موضوعات آموزشگاهی است که به وسیله آزمونهای استانداد شده اندازه گیری می شود.
شریفی(۱۳۹۰)پیشرفت تحصیلی را«تغییرات رفتاری فرد که در اثر یادگیری بر مبنای اهداف آموزشی از پیش تعیین شده و بر اساس نمرات کسب شده در یک آزمون پیشرفت تحصیلی دقیق حاصل می شود تعریف کرده است.
پيشرفت تحصيلي عبارت است از موفقيت دانش آموزان در يک يا چند موضوع درسي(مثل: درک، فهم خواندن يا محاسبه عددي)، چنين پيشرفتهايي توسط آزمودنهاي ميزان شده تحصيلي اندازه گيري مي شود. همچنين اين اصطلاح بر پيشرفت فرد در کلاس، آنطور که در کار مدرسه ارزيابي مي شود دلالت دارد(ماهر، ۱۳۷۶، به نقل از دودانگه، ۱۳۷۶).
پيشرفت تحصيلي به جلوه اي(نمايي) از جايگاه تحصيلي دانش آموزان اشاره دارد که اين جلوه ممکن است بيانگر نمرهاي براي يک دوره، ميانگين نمرات در دوره اي مربوط به يک موضوع يا ميانگين نمرات دوره هاي مختلف باشد. براي پيشرفت تحصيلي مي توان ملاک هاي گوناگون را در نظر گرفت که مشهورترين آنها ميانگين نمرات کلاس مي باشد.(پالسون[۲]، ۱۹۹۴، به نقل از مهرافروز، ۱۳۸۷).
۱-۲مقدمه ۱۴
۲-۲ پیشرفت تحصیلی ۱۴
۲-۲-۲عوامل مهم تأثيرگذار بر پيشرفت تحصيلي ۱۵
۲-۲-۳خانواده و پيشرفت تحصيلي ۱۶
۲-۲-۴ ارزشها و انتظارات والدين و پيشرفت تحصيلي ۱۷
۲-۲-۵شرايط اجتماعي و اقتصادي و پيشرفت تحصيلي ۱۷
۲-۲-۶ نمره و ارزشيابي و پيشرفت تحصيلي ۱۸
۲-۳-۱ انگیزش پیشرفت ۱۸
۲-۳-۲ منشا انگیزش پیشرفت ۲۱
۱)تاثیرات اجتماعی شدن ۲۲
۲)تاثیرات شناختی ۲۲
۳)تاثیرات رشدی ۲۳
۲-۳-۳ نظریههای انگیزش ۲۴
۲-۳-۳-۱ نظریههای انسانگرایانه ۲۴
۲-۳ -۳-۲ نظریههای شناختی و کارآمدی شخصی ۲۵
۲-۳-۳-۳ نظریههای رفتاری ۲۶
۲-۳-۳-۴ نظریه اسناد ۲۷
۲-۳-۳-۵ نظریه برانگیختگی ۲۷
۲-۳-۳-۶ نظریه خودتعیین گری ۲۸
۲-۳-۳-۶-۱) انگیزش درونی ۳۰
الف-انگیزش درونی برای فهمیدن ۳۱
ب-انگیزش درونی برای برانگیختن تجربه ۳۲
ج-انگیزش درونی برای پیشرفت ۳۲
۲-۳-۳-۶-۲ انگیزش بیرونی ۳۲
۱ – تنظیم بیرونی ۳۳
۲- تنظیم درون فکنی شده ۳۳
۳- تنظیم همانند سازی شده ۳۴
۴- تنظیم منسجم (یکپارچه) ۳۴
۲-۳-۳-۶-۳ بی انگیزشی ۳۵
۲-۳-۴ راه های ایجاد انگیزش پیشرفت تحصیلی ۳۵
۲-۳-۵ تأثیر انگیزش در یادگیری ۳۷
۲-۳-۶ برانگیختن فراگیران برای یادگیری ۳۸
۲-۳-۷ انگیزش پیشرفت و موفقیت تحصیلی ۳۹
۲-۳-۸ ویژگی افراد دارای انگیزه پیشرفت ۴۲
۲-۳-۹آموزش انگیزه پیشرفت ۴۴
۲-۵-۱ مفهوم اهداف پیشرفت ۵۳
۲-۵-۲ ساختارهای هدف ۵۵
۲-۵ -۳ اهداف پیشرفت ۵۶
۲-۵-۴ تاریخچه اهداف پیشرفت ۵۷
۲-۵-۵ دیدگاه های اهداف پیشرفت ۵۸
۲-۵-۵-۱ دیدگاه دو بعدی دوئک و گلت(۱۹۹۸) ۵۸
۲-۵-۵-۲ دیدگاه سه بعدی اهداف پیشرفت ۵۸
۲-۵-۵-۳ دیدگاه چهاربعدی اهداف پیشرفت ۵۹
۲-۵-۶ نظریه های اهداف پیشرفت ۶۱
۲-۵-۶-۱ نظریه میس(۲۰۰۶) ۶۱
۲-۵-۶-۲ نظریه ایمز و ارچر(۱۹۸۸) ۶۲
۲-۵-۶-۳ نظریه اندرمن و میگلی(۱۹۹۷) ۶۲
۲-۵-۷) محورهای اصلی اهداف پیشرفت ۶۲
۲-۶ پیشینه تحقیق ۶۳
۲-۶-۱ پیشینه داخلی ۶۳
۲-۶-۲ پیشینه خارجی ۶۵
۲-۷ چهارچوب نظری ۶۸
منابع
به طور کلي عواملي که بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان تأثير دارند را مي توان به سه دسته تقسيم کرد:
الف. عوامل فيزيولوژيکي: اين عوامل شامل متغيرهاي بدني و فيزيکي ياد گيرنده از جمله سوء تغذيه و سلامت جسماني مي شود.
ب. عوامل روان شناختي: اين عوامل شامل متغيرهاي روان شناسی از جمله هوش، استعداد، خلاقيت خودپنداره، عزت نفس، نگرش نسبت به مسايل آموزشي، انگيزه پيشرفت، مکان کنترل و ويژگي هاي شخصي ديگر مي شود.
ج. عوامل محيطي: اين عوامل دربرگيرنده متغيرهاي بيروني شامل پايگاه اقتصادي و اجتماعي (درآمد، تحصيلات، محل زندگي)متغيرهاي مربوط به خانواده(تعداد افراد خانوار، سبک فرزند پروري والدين، ارزشهاي فرهنگي خانواده)و متغيرهاي مربوط به محيط مدرسه(شرايط مدرسه، مديريت مدرسه، نگرش ويژگيهاي معلمان، فرهنگ و جو سازماني مدرسه) مي شود(راجرز[۳]۱۹۸۲؛ اسچک و فاگن[۴]، ۱۹۹۴، به نقل از صاحب، ۱۳۸۹) .
انگیزه پیشرفت عبارت است از نیروی انجام دادن خوب کارها نسبت به استانداردهای عالی. مک دللند[۱]و جان اتکسنیون که ماهیت انگیزش پیشرفت را در چهل سال اخیر مطالعه کرده اند نیاز پیشرفت را اینگونه تعریف می کنند. جستجوکردن موفقیت در رقابت با استانداردهای عالی شخص با انگیزش پیشرفت نیرومند می خواهد در برخی از تکالیف چالش انگیز موفق شود.
یکی از عوامل انگیزشی جانداران نیازها و سائق های حاصل از آنها می باشد. نیازها انواع گوناگونی دارند که معروف ترین طبقه بندی نیازهای انسان، طبقه بندی مازلو می باشد؛
مازلو[۲] نیازهای انسان را به دو دسته تقسیم می کند: نیازهای کاستی(نیازهای اساسی) و نیازهای بالندگی(فرا نیازها).
نیازهای اساسی شامل:
۱)نیازهای فیزیولوژیک یا جسمی
۲)نیاز به امنیت یا ایمنی
۳)نیاز به عشق و تعلق
۴)نیاز به عزت نفس یا احترام به خود.
اما برخلاف نیازهای کاستی که از محرومیت انسان سرچشمه می گیرند فرانیازها نیرویشان را از میل آدمی به رشد و بالندگی کسب می کنند که به خودشکوفایی یا تحقق خویشتن نیز معروف هستند (سیف، ۱۳۸۴).
نیازهای هر سطح باید حداقل کمی ارضا شوند تا اینکه نیازهای سطح بعدی بصورت انگیزه نقش آفرین رفتار در آید اگر غذا و امنیت به سختی و با دشواری بدست آید تلاش برای ارضای این نیازها بر رفتار فرد تسلط یافته و انگیزه های والاتر نقش و اهمیت نخواهند داشت. از نظر مازلو در جوامعی که مردم برای به دست آوردن نیازهای اولیه مانند غذا و مسکن باید سخت در تلاش باشند فعالیت های هنری و علمی رشد نخواهد کرد. مزلو بالاترین نیاز را خودشکوفایی می نامد و موضوعاتی از قبیل : یکپارچگی، کامل بودن، سرزنده بودن، یگانه و بی نظیر بودن، آسان بودن، خودکفایی و ارزشهای زیبایی و خوبی و حقیقت را در رفتار و پاسخ های افراد خود شکوفا برجسته می داند(اتکینسون و همکاران؛ به نقل از محمدزاده ، ۱۳۸۴).
نیاز به پیشرفت عبارتست از: میل به انجام دادن خوب کارها در مقایسه با معیار برتری. این نیاز افراد را برای جستجو کردن “موفقیت در رقابت با معیار برتری” با انگیزه می کند(مک کللند، اتکینسون، کلارک و لوول[۳]، ۱۹۵۳، به نقل از محمدزاده ، ۱۳۸۴). اما معیار برتری، اصطلاح گسترده ای است، به طوری که رقابت با تکلیف مثل حل کردن معما، نوشتن رساله ای متقاعدکننده، رقابت با خود مثل دویدن در مسابقه در بهترین زمان ممکن، بالا بردن معدل نمره ها، یا رقابت کردن با دیگران مثل بردن مسابقه و شاگرد اول کلاس شدن را شامل می شود. آنچه در تمام موقعیت های پیشرفتی مشترک است این است که شخص می داند عملکرد آتی او ارزشیابی معناداری از شایستگی فردی اوست. معیارهای برتری به این علت نیاز پیشرفت را بر می انگیزند که عرصه بسیار معناداری برای ارزیابی میزان شایستگی فرد تامین می کنند(مارشال ریو[۴]، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۲).
گیج و برلاینر[۵](۱۹۹۲)انگیزه پیشرفت را به صورت یک میل یا علاقه کلی به موفقیت کلی یا موفقیت در زمینه ی فعالیت خاص تعریف کرده اند(سیف، ۱۳۸۴).
مورای نیاز به پیشرفت را به عنوان تمایل به غلبه بر موانع و مشکلات ، کسب قدرت و سعی در انجام کارهای مشکل تعریف می کند(بک[۶] ۱۹۸۳، به نقل از محمدزاده ، ۱۳۸۴).
وقتی که افراد با معیارهای برتری مواجه می شوند، واکنش های هیجانی آنها فرق می کند. افراد دارای نیاز پیشرفت زیاد عموما با هیجان های گرایشی مثل امید، غرور و خشنودی پیش بینانه پاسخ می دهند. افراد دارای نیاز پیشرفت کم عموما با هیجان های اجتنابی مثل اضطراب، حالت تدافعی و ترس از شکست پاسخ می دهند. پاسخ های رفتاری افراد به معیارهای برتری هم فرق می کند. وقتی که افراد با فرصت پرداختن به کاری مواجه می شوند که معیارهای برتری نقش مهمی در آن دارد، در انتخاب، نهفتگی، تلاش، پایداری و میل به پذیرفتن مسئولیت شخصی برای پیامدهای بعدی آن، تفاوت هایی را نشان می دهند(کوپر[۷]، ۱۹۸۳، به نقل از محمدزاده، ۱۳۸۴). افراد دارای نیاز پیشرفت زیاد، در مقایسه با افراد دارای نیاز پیشرفت کم، به جای تکالیف ساده، تکالیف نسبتا دشوار تا دشوار را انتخاب می کنند. به جای این که از انجام تکالیف پیشرفتی طفره روند یا کلا از آن اجتناب کنند، سریعا به آن می پردازند(بلاکن شیپ[۸]،۱۹۸۷؛ به نقل از رضایی و همکاران،۱۳۹۴). در تکالیف نسبتا دشوار تلاش بیشتر و عملکرد بهتری نشان می دهند، زیرا غرور افراد دارای نیاز پیشرفت زیاد را نیرومند می سازد، در حالی که ترس افراد دارای نیاز پیشرفت کم را ناتوان می کند(کارابنیک[۹] و یوسف، ۱۹۸۲؛ به نقل از رضایی و همکاران، ۱۳۹۴). آنها در تکالیف نسبتا دشوار در صورت مواجه شدن با دشواری و شکست، استقامت بیشتری به خرج می دهند و برای موفقیت ها و شکست ها، به جای این که به دنبال کمک یا توصیه دیگران باشند، مسئولیت شخصی می پذیرند(وینر[۱۰]، ۱۹۸۰؛ به نقل از رضایی و همکاران، ۱۳۹۴).
انگیزه پیشرفت بعنوان یکی از انگیزه های مهم اجتماعی و یکی از ویژگی های شخصیتی هر فرد است که بین افراد متفاوت است و براساس آن می توان رفتارهای خاصی را پیش بینی نمود. انگیزه پیشرفت گرایشی است برای ارزیابی همه جانبه عملکرد خود با توجه به عالی ترین معیارها، تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است(عطار خامنه۱۳۸۷).
روبینز[۱۱](۱۹۹۳، به نقل از سیف، ۱۳۷۹) انگیزه پیشرفت را سائقی برای پیشی گرفتن بر دیگران، دستیابی به پیشرفت با توجه ملاک های مشخص و تلاش جهت کسب موفقیت می داند و معتقد است کسی که دارای انگیزه پیشرفت است این تمایل را دارد که کارش را به خوبی انجام دهد و به صورت خودجوش به ارزیابی عملکرد خود بپردازد. رفتارهای پیشرفت گرای افراد نشانه هایی از انگیزه پیشرفت آنان است.
کورمن[۱۲](۱۹۷۷، ترجمه شکرکن ۱۳۷۰، به نقل از محمد زاده، ۱۳۸۴) انگیزه پیشرفت را عبارت از آرزو برای پیشی گرفتن در یک رفتار ویژه می داند که آن رفتار ویژه به صورت ملاک یا معیار در آمده باشد.
پژوهشگران دهها سال قبل درصدد برآمدند تا منشا نیاز کودکان به پیشرفت را در شیوه فرزند پروری و فرصت های یادگیری اجتماعی پیدا کنند، آنها امیدوار بودند که بتوانند عوامل تعیین کننده اجتماعی شخصیت افراد دارای نیاز پیشرفت زیاد در برابر کم را توجیه کنند. وقتی پژوهش در این باره ادامه یافت معلوم شد که نیاز به پیشرفت پدیده ای چند وجهی است که یک صفت واحد را شامل نمی شود، بلکه مجموعه ای از فرایندهای اجتماعی،شناختی و رشدی را در بر می گیرد.
بخشی از پرورش تلاش های پیشرفت نیرومند و انعطاف پذیر به تاثیرات اجتماعی شدن مربوط می شود. کودکان در صورتی تلاش های پیشرفت نسبتا نیرومندی پرورش می دهند که والدینشان موارد زیر را تامین کنند: آموزش استقلال، خودمختاری، آرمان های عملکرد علمی، معیارهای واقع بینانه برتری (روزن و داندرید[۱۳]، ۱۹۵۹؛ وینتر باتوم[۱۴]، ۱۹۵۸؛ به نقل از صفی وند، ۱۳۸۵). خودپنداره تواناییعالی مثل”این کار برای تو آسان است”، ارزش مثبت برای تکالیف پیشرفتی، معیارهای روشن برای برتری، محیط خانوادگی که سرشار از توانش تحریک است مثل کتابهایی برای خواندن، تجربه گسترده مثل مسافرت و فراهم کردن کتاب های کودکان که سرشار از داستان های تخیلی پیشرفتی هستند. اما در نهایت این اقدام برای مشخص کردن شیوه های اجتماعی کردن کودکان دارای نیاز به پیشرفت زیاد فقط تا اندازه ای موفقیت آمیز بود، عمدتا به خاطر این که یافته های طولی نشان دادند که تلاش های پیشرفت از کودکی تا بزرگسالی که به مقدار زیاد تغییر می کند و در بزرگسالی از یک دهه به دهه بعدی اصلا قابل پیش بینی نیستند (جنکینز[۱۵]، ۱۹۸۷؛ به نقل از صفی وند، ۱۳۸۵).
چندین پژوهشگر این نظر را که افراد شخصیت پیشرفت گرا را درونی می سازند رها کرده اند. این پژوهشگران در عوض، توجه خود را به اساس شناختی نحوه تفکر پیشرفت گرا معطوف کرده اند(آمس[۱۶]و آمس، ۱۹۸۴؛ به نقل از باقر زاده، ۱۳۸۵). برخی از شیوه های تفکر پیشرفته تر از شیوه های تفکر دیگر هستند؛ یعنی ادراک توانایی زیاد، پذیرفتن گرایش تسلط و برتری، انتظارات زیاد برای موفقیت، ارزش قائل شدن زیاد برای پیشرفت و سبک انتسابی خوشبینانه. ادراک توانایی زیاد هم استقامت در تکلیف و هم عملکرد شایسته را تسهیل می کند(هانسفورد و هانی[۱۷]،۱۹۸۲؛ به نقل از صفی وند، ۱۳۸۵). گرایش به تسلط در مقایسه با گرایش به درماندگی باعث می شود که افراد تکالیف نسبتا دشوار را انتخاب کنند و با افزایش نه کاهش تلاش به مشکل پاسخ دهند. انتظار موفقیت، رفتارهای گرایشی مثل جستجو کردن چالش های بهینه و انجام دادن خوب کارها را به بار می اورد(اکسلز[۱۸]، ۱۹۸۴؛به نقل از باقرزاده، ۱۳۸۵). ارزش قائل شدن برای پیشرفت در حیطه خاص، استقامت در آن حیطه را بیشتر می کند. سبک انتسابی خوش بینانه(نسبت دادن موفقیت به خود ولی نسبت دادن شکست به علت بیرونی)، هیجان های مثبت مثل امید و غرور را بعد از موفقیت پرورش می دهد و از هیجان های منفی مثل ترس هنگام تنگنا و مخمصه جلوگیری می کند(وینر، ۱۹۸۵؛ به نقل از پارسا، ۱۳۹۲). بنابراین، هنگامی که شرایط در خانه، محیط آموزشی، سالنورزشی، محیط کار و محیط درمانی موجب عقاید توانایی زیاد، گرایش تسلط، انتظار موفقیت، ارزش قائل شدن برای پیشرفت و سبک انتسابی خوش بینانه می شود، این شرایط برای پرورش دادن نحوه تفکر و رفتار کردن پیشرفتی خاک حاصلخیز شناختی تامین می کند.
تاثیرات شناختی بر رفتار پیشرفتی باعث شده که پژوهشگران در این باره تحقیق کنند که چگونه این شیوه های تفکر در طول زندگی فرد پرورش می یابد(هک هاسن[۱۹]،۱۹۸۲؛ به نقل از باقر زاده، ۱۳۸۵). عقاید، ارزش ها و هیجان های مربوط به پیشرفت همگی الگوهای رشدی قابل پیش بینی را نشان می دهند. بچه ها توانایی های واقعی شان را ناشیانه ارزیابی می کنند. آنها در مورد توانایی شان عقاید غیر واقع بینانه ای دارند. بعد از شکست عقاید توانایی شان را خوار نمی شمرند و از عملکرد ضعیفشان در مقایسه با همسالانشان چشم پوشی می کنند. اما کودکان در اواسط کودکی به طور فزاینده ای عملکرد خود را با همسالانشان مقایسه می کنند و در اواخر کودکی، برای ایجاد توانایی نسبتا واقع بینانه بر اطلاعات وسیعی وابسته می شوند: به خودارزیابی ها، ارزیابی های همسالان، ارزیابی معلمان و ارزیابی های والذین متکی می شوند. در رابطه با ارزش ها، بچه ها برای تایید دیگران، ارزش بسیار زیادی قایل می شوند ولی در مورد پیشرفت به تنهایی اهمیت چندانی قائل نیستند(دیورا استیپک[۲۰]، ۱۹۸۴؛ به نقل از باقر زاده، ۱۳۸۵). زمانی که کودکان عمدتا از والدینشان یاد میگیرند که برای پیشرفت ارزش کم یا زیاد قائل شوند، ارزشهای پیشرفتی آموخته می شوند(واترمن[۲۱]، ۱۹۸۸؛ به نقل از پارسا، ۱۳۹۲). در رابطه با هیجان ها، کودکان با غرور یا شرم به دنیا نمی آیند. نه غرور هیجان فطری است و نه شرم، بلکه غرور به صورت یک ساختار اجتماعی، از تاریخچه رشد رویدادهای موفقیت آمیز که به مهارت و تسلط ختم می شوند، به وجود می آید؛ شرم به صورت یک ساختار اجتماعی، از تاریخچه رشد رویدادهای شکست که به تمسخر می انجامد، به وجود می آید(استیپک[۲۲]، ۱۹۸۳؛ به نقل از پارسا، ۱۳۹۲).
جعفری(۱۳۸۵؛ به نقل از محمدزاده، ۱۳۸۴)درتحقیقی با بررسی انگیزه پیشرفت در هفت بعد : الویت کار، سختکوشی، ارزش موفقیت، استقلال از خانواده، برنامه ریزی، انگیزه درونی و انگیزه بیرونی به این نتیجه رسید که طبقه اجتماعی بر انگیزه پیشرفت فرد اثر گذار می باشد به عبارتی انگیزه افراد تحت تاثیر ساختارهای اجتماعی می باشد. ترس از شکست، به افراد انرژی می دهد که از آن دوری کنند زیرا نتایج شکست مثل شرم و خجالت موجب بیزاری از آن می شود. ترس از شکست نشان دهنده یک محرک برای بدست آوردن موفقیت بر مبنای اجتناب است که قویا به منظور پیشگیری از خجالت و تحقیر شدن که بدنبال شکست به وجود می آید پیش بینی می شود.
کنزوی[۲۳]و همکاران(۲۰۰۷؛ به نقل از پارسا، ۱۳۹۲) تصور کردن موفقیت آینده می تواند گاهی اوقات انگیزه افراد را برای دستیابی به آن موفقیت افزایش دهد. همچنین حدس می زنند که افراد زمانی که آنها تکمیل موفقیتشان را از نظر یک سوم شخص ببینند برای موفقیت در مورد کار آینده شان، انگیزه بیشتری دارند و مصمم تر هستند.
۵۸ صفحه Word
