سلام دوست عزیز وارد حساب کاربری خود شوید
مقدمه
۱-۱) رلهگذاري حفاظتي چيست؟
۲-۱) وظيفه رلهگذاري حفاظتي
۳-۱) اصول رلهگذاري حفاظتي
۴-۱) حفاظت در مقابل ديگر حالتهاي غيرعادي
۱-۲) انواع رله برحسب مورد استعمال
۲-۲) انواع رله بر مبناي كميت اندازهگيري شده
۱-۳) انواع سيستمهاي حفاظت تفاضلي
۲-۳) عوامل موثر در طراحي
۳-۳) تجهيزات كمكي
۱-۳-۳) رلههاي چككننده يا راهاندازي
۲-۳-۳) تجهيزات نظارت پيلوت
۴-۳) روشهاي انتقال اطلاعات درحفاظت
۵-۳) منحني مشخصه ايدهآل طرحهاي حفاظت تفاضلي توسط سيم پيلوت
مقدمه
۱-۴) مزيت پيلوت
۲-۴) پيلوتهاي قطعكننده و سدكننده
۳-۴) رلهگذاري پيلوتي سيمي با جريان مستقيم
۴-۴) رلهگذاري پيلوتي سيمي با جريان متناوب
۵-۴) برتري دستگاههاي پيلوتي سيمي از نوع جريان متناوب بر جريان مستقيم
۶-۴) محدوديتهاي دستگاههاي پيلوتي سيمي با جريان متناوب
۷-۴) مراقبت از مدارهاي پيلوتي سيمي
۸-۴) قطع از راه دور با سيمهاي پيلوت
۹-۴) مشخصات موردنياز براي سيم پيلوت
۱۰-۴) سيمهاي پيلوت و حفاظت آنها در مقابل اضافه ولتاژ
مقدمه
۱-۵) پيلوت با جريان كارير
۲-۵) پيلوت ميكروموج
۳-۵) رلهگذاري مقايسه فاز
۴-۵) رلهگذاري مقايسه سو
مقدمه
۱-۶) رلهگذاري با پيلوت سيمي
۲-۶) رلهگذاري با پيلوت جريا، كارير
۳-۶) ميكروموج
۱-۳-۶) كانال ميكروموج
۲-۳-۶) قطع از راه دور
مقدمه
۱-۷) ضرورت اتصال به زمين – نوتر
۲-۷) ضرورت برقراري حفاظت
۳-۷) انواع سيستمهاي اوركارنتي
۴-۷) رلههاي ولتاژي
۵-۷) حفاظت فيدركوپلاژ ۲۰ كيلوولت
۶-۷) حفاظت فيدرترانس ۲۰ كيلوولت
۷-۷) حفاظت REF
۸-۷) رله ديفرانسيل
۱-۸-۷) چند نكته در مورد رله ديفرانسيل
۲-۸-۷) رله ديفرانسيل با بالانس ولتاژي
۹-۷) حفاظت جرياني براي ترانسفورماتور
۱۰-۷) حفاظت باسبار
۱۱-۷) حفاظت خط
۱۲-۷) رله دوباره وصلكن
۱۳-۷) Synchron-check
۱۴-۷) سيستم inter lock , inter trip
مقدمه
۱-۸) مشخصات رله حفاظتي سيم پيلوت MBCI
۲-۸) حفاظت ديفرانسيل فيدر
۳-۸) رله ناظر MRTP
۴-۸) رله نشاندهنده جريان آني ترانسفورماتور MCTH
۵-۸) رله جريان زياد لحظهاي و استارت MCR
۶-۸) رله تشخيص بيثباتي و قطع داخلي MVTW
۷-۸) ترانسفورماتور جداكننده
۸-۸) ولتاژ و جريان پيلوت
۹-۸) ستينگهاي خطا براي فيدرهاي معمولي
۱۰-۸) عملكرد مينيمم براي خطاهاي زمين با بار سرتاسري
۱۱-۸) ترتيبات سوئيچ گيرهاي نوع شبكهاي
۱۲-۸) ولتاژ تحريك شده ماكزيمم مسير بسته پيلوت
۱۳-۸) اطلاعات فني رله MBCI
در تاسيسات الكتريكي مانند شبكه انتقال انرژي ٍ مولد ها و ترانسفورماتورها و اسباب و ادوات ديگر برقي در اثر نقصان عايق بندي و يا ضعف استقامت الكتريكي ٍ ديناميكي و مكانيكي در مقابل فشارهاي ضربه اي پيش بيني نشده و همچنين در اثر ازدياد بيش از حد مجاز درجه حرارت ٍ خطاهايي پديد مي آيد كه اغلب موجب قطع انرژي الكتريكي مي گردد.
اين خطاها ممكن است بصورت اتصال كوتاه ٍ اتصال زمين ٍ پارگي و قطع شدگي هادي ها و خورده شدن و شكستن عايق ها و غيره ظاهر شود.
شبكه برق بايد طوري طرح ريزي شود كه از يك پايداري و ثبات قابل قبول و تا حد امكان مطمئني برخوردار باشد.امروزه قطع شدن برق براي مدت كوتاهي باعث مختل شدن زندگي فردي و قطع شدن برق كارخانه هاي صنعتي و مصرف كننده هاي بزرگ ٍ موسسه هاي علمي و پژوهشي به مدت نسبتاٌٌٌ طولاني موجب زيانهاي جبران ناپذير مي شود لذا قطع شدن و يا قطع كردن دستگاهها و تجهيزات الكتريكي معيوب از شبكه لازم است ولي كافي نيست.
بايد تدابيري بكار برده شود كه برق مصرف كننده اي كه در اثر بوجود آمدن عيب فني از شبكه قطع شده است در كوتاه ترين مدت ممكنه مجدداٌ تامين گردد.
وظيفه رله اين است كه در موقع پيش آمدن خطا در محلي از شبكه برق ٍ متوجه خطا شود ٍ آنرا دريابد و شدت آنرا بسنجد و دستگاههاي خبري را آماده كند و يا در صورت لزوم خود راساٌ اقدام كند و سبب قطع مدار الكتريكي شود.
در اين نوشته سعي شده است رله هاي حفاظتي پيلوتي ٍ اساس كار آنها و همچنين طريقه ارسال اطلاعات در اين رله ها مورد بررسي قرار گيرد.در شش فصل اول از آوردن عكس و مطلب در مورد رله هاي واقعي پرهيز شده است در فصل هشتم رله هاي مربوط به حفاظت پيلوتي پستهاي اختصاصي مترومورد بررسي قرار گرفته است.
معمولا وقتي درباره يك سيستم برقرساني ميانديشيم، اجزا چشمگير آن از قبيل نيروگاههاي بزرگ، ترانسفورماتورها، خطهاي فشار قوي و غيره به ذهنمان ميآيد. در عين حال كه اين اجزا قسمتهاي اصلي را تشكيل ميدهند، بسياري اجزاي ضروري و جالب ديگر نيز در سيستم وجود دارد كه رلههاي حفاظتي از همين دستهاند.
در اينجا نقش رلهگذاري حفاظتي را در طراحي و كاركرد سيستمهاي برقرساني با بررسي مختصري از زمينه كلي موضوع توضيح ميدهيم. سه جنبه مختلف سيستم برقرساني در اين بررسي به كار ميآيد. اين جنبههاي عبارتند از :
الف) بهرهبرداري عادي
ب) جلوگيري از بروز عيب الكتريكي
ج) محدودكردن پيامدهاي بروز عيب الكتريكي
اصطلاح “بهرهبرداري” به حالتي اطلاق ميشود كه در دستگاهها عيبي نباشد. اشتباهي از افراد سر نزند و بلايي آسماني رخ ندهد. در اين حالت، حداقل امكانات براي تامين برق مصرفكنندگان فعلي و برآوردن مقداري از نيازهاي قابل پيشبيني براي آينده فراهم است. پيشبينيهاي لازم براي بهرهبرداري عادي، قسمت عمده هزينههاي سرمايهاي و عملياتي را در برميگيرد. لكن سيستمي كه تنها از اين ديدگاه طراحي شده باشد چه بسا پاسخگوي نيازهاي امروزي نباشد.
عيب كردن دستگاههاي برقرساني سبب خاموشيهاي تحملناپذير ميشود. از اين رو بايد پيشبينيهايي انجام داد تا خسارتهاي وارد بر دستگاهها و قطع جريان برق در هنگام بروز عيب به حداقل كاهش يابد.
در اينجا دو راه چاره به نظر ميرسد: اولا خصيصههايي با هدف جلوگيري از بروز عيب در طراحي منظور كنيم و ثانيا به راههايي بينديشيم كه در هنگام بروز عيب دامنه خسارتها را كاهش دهد. در طراحي سيستمهاي جديد از هر دو راه حل به درجات مختلف و با توجه به جنبههاي اقتصادي هر مورد خاص استفاده ميشود و هر روز پيشرفتهايي محسوستر در جهت افزايش اطمينانبخشي دستگاهها صورت ميگيرد. اما از سوي ديگر وابستگي به نيروي برق نيز هر روز بيشتر ميشود. در نتيجه اگر چه احتمال بروز عيب كاهش مييابد، از سوي ديگر قطع برق نيز تحملناپذيرتر ميشود. از اينجا به بعد سودمندتر آن است كه وقوع عيب را مجاز بشماريم و در عوض، چارهاي براي كم كردن دامنه خسارات آنها بينديشيم.
بعضي از خصيصههاي طرح و بهرهبرداري كه هدف آنها كم كردن پيامدهاي عيب است عبارتند از :
الف) خصيصههايي كه آثار مستقيم عيب را محدود ميسازند.
ب) خصيصههايي با هدف جداسازي فوري قسمت معيوب
ج) خصيصههايي كه پيامدهاي كنار رفتن قسمت معيوب را كم ميكند.
د) خصيصههايي كه در فاصله بين وقوع عيب تا حذف آن براي نگهداشت ولتاژ و پايداري سيستم وارد عمل شود.
بنابراين رلهگذاري حفاظتي يكي از چندين خصوصيت طرح سيستم در مورد به حداقل رساندن صدمات به دستگاهها و قطع برق در هنگام بروز عيب است. وقتي صحبت از حفاظت با رله به ميان ميآيد منظور آن است كه رلهها همراه با ساير وسايل به كاهش خسارات و بهبود خدماترساني كمك ميكنند. پس تواناييها و شرايط كاربرد رلههاي حفاظت را بايد همزمان با ساير خصيصه در نظر گرفت.
وظيفه رلهگذاري حفاظتي اين است كه بيدرنگ هر جز از سيستم برقرساني را كه دچار اتصال شود يا آغاز به عمل غيرعادي كند به طوري كه احتمال خطر برود يا موجب مزاحمت براي عملكرد درست بقيه سيستم شود از مدار خارج سازد. وسايل رلهگذاري در اجراي اين وظيفه از كليدهايي كمك ميگيرند كه قادرند جز معيوب را با دريافت فرمان از وسايل رلهگذاري جدا كنند.
كليدهاي قدرت معمولا در جايي قرار ميگيرند كه ميتوانند هر مولد، ترانسفورماتور، باسبار، خط انتقال نيرو و غيره را كاملا از بقيه سيستم جدا سازد. اين كليدها بايد ظرفيت كافي داشته باشند كه بتوانند بيشترين جريان اتصال كوتاه را كه امكان عبور آن از كليد هست موقتا تحمل و سپس قطع كنند. همچنين بايد بتوانند بر روي چنين اتصالهايي بسته شوند و سپس براساس استانداردهاي مشخص آن را جدا سازند.
در جاهايي كه رله حفاظت و كليدهاي قدرت از لحاظ اقتصادي موجه نباشد فيوز به كار ميرود. گرچه وظيفه اصلي رلهگذاري حفاظتي، كاستن پيامدهاي اتصال كوتاه است، حالتهاي غيرعادي ديگري هم در بهرهبرداري روي ميدهد كه به كار رلههاي حفاظت نياز پيدا ميشود. اين موضوع بويژه در مورد مولدها و موتورها صدق ميكند.
وظيفه دوم رلهگذاري حفاظتي اين است كه نشانههايي از محل و نوع عيب به دست دهد. اينگونه اطلاعات نه تنها به انجام شدن تعميرات، سرعت ميبخشد بلكه از راه مقايسه با نتيجه بازديد و نوسان نگارهاي خودكار ميتواند اين امكان را فراهم آورد كه كارآيي خود رلهها هم در جلوگيري از بروز عيب و كاستن دامنه خسارات ارزيابي شود.
ابتدا فقط وسايل رلهگذاري براي حفاظت در مقابل اتصال كوتاه را درنظر ميگيريم. دو گروه از اين وسايل وجود دارد كه يكي رلهگذاري “اصلي” و ديگري رلهگذاري “پشتيبان” خوانده ميشود. رلهگذاري اصلي درواقع خط اول دفاعي را تشكيل ميدهد و حال آنكه رلهگذاري پشتيبان فقط وقتي عمل ميكند كه رلهگذاري مقدم در انجام وظيفه خود شكست خورده باشد.
شكل (۱) رلهگذاري مقدم را نشان ميهد. نخستين اظهارنظر آن است كه كليدهاي قدرت در محل اتصال هر جزء به سيستم جاي گرفته اند.اين پيش بيني اجازه مي دهد كه بتوان فقط جزء معيوب را از مدار جدا كرد. گاه ميتوان كليد بين دو جز مجاور را حذف كرد كه در اين حالت در هنگام عيبكرد يكي از اين دو جز بايد هر دو را از مدار جدا ساخت.
دومين نكته آن است كه در اطراف هر جز از سيستم، يك منطقه حفاظت جداگانهاي بوجود ميآيد كه اينك سخن بر سر چگونگي ايجاد آن نيست. اهميت اين مطلب در آن است كه بروز عيب در هر منطقه سبب قطع همه كليدهاي واقع در آن منطقه خواهد شد.
همچنين آشكار ميشود كه در مقابل عيبهايي كه در محل تداخل دو منطقه حفاظت مجاور روي دهد تعداد كليدهاي قطع شده بيش از كمترين تعدادي است كه براي بيرون بردن قسمت معيوب ضرورت دارد. اما اگر مناطق با هم تداخل نكنند عيبي كه در حد فاصل بين دو منطقه پيدا شود در هيچ منطقهاي قرار نميگيرد و بنابراين هيچ كليدي قطع نخواهد شد. از ميان اين دو حالت ، وجود تداخل ضرر كمتري دارد. ميزان تداخل نسبتا كم و احتمال وقوع عيب در محل تداخل ناچيز است و درنتيجه قطع شدن تعداد زيادي كليد، بسيار نادر خواهد بود.
۱۱۵ صفحه Word
