سلام دوست عزیز وارد حساب کاربری خود شوید
فهرست مطالب
۲-۲- یادگیری خودتنظیمی
۲-۲-۱- نظریهی یادگیری اجتماعی
۲-۲-۲- نظریه خودتعیینکنندگی
۲-۲- ۳- برنامه توانمندسازی خودتنظیمی
۲-۲-۴- مدل یادگیری خودتنظیم پینتریچ
۲-۲-۵- راهبردهای تنظیم انگیزه
۲-۲-۶- راهبردهای یادگیری شناختی
۲-۲-۷- راهبردهای شناختی
۲-۲-۷-۱- راهبردهای مرور ذهنی
۲-۲-۷-۲- راهبردهای بسطدهی
۲-۲-۷-۳-راهبردهای سازماندهی
۲-۲-۷-۳-راهبردهای سازماندهی
۲-۲-۷-۴- تفکر انتقادی
۲-۲-۸- راهبردهای فراشناختی
۲-۲-۸-۱- تنظیم رفتار
۲-۲-۸-۲- تنظیم تلاش
۲-۲-۸-۳- الگوبرداری از همالان
۲-۲-۸-۴-توالی مناسب تکالیف
۲-۲-۸-۵-استعانت
۲-۴- پیشینه پژوهشی
۲-۴-۱- پژوهش های داخلی
۲-۴-۲- پژوهش های خارجی
منابع فارسی و لاتین
“نظریهی یادگیری اجتماعی[۱]” توسط بندورا[۲] در سال ۱۹۷۱ به طور منظم ارائه شد، هرچند که او قبل از آن یعنی در سال ۱۹۶۳ به اتفاق والترز[۳] کتاب یادگیری اجتماعی و رشد شخصیت را به چاپ رسانده بود، اما در سال ۱۹۷۱ به صورت نظریهای منسجم آرای خود را بیان داشت. در این نظریه شناخت و فرآیندهای عالی تفکر، رفتار را تحت تاثیر قرار میدهند. انسان از طریق تقلید یاد میگیرد و بین موقعیتهای تقویتشده و نشده تفاوت قائل میشود. این نظریه به تصمیمگیری فرد در موقعیتهای مختلف مربوط میشود (خداپناهی، باعزت، حیدری، و شهیدی، ۱۳۷۹). بندورا اعتقاد دارد رفتار آدمی عمدتا یک رفتار خود نظم داده شده[۴] است (السون، و هرگنهان، ترجمه سیف، ۱۳۸۸). نظریهی یادگیری اجتماعی نقش محوری برای فرآیندهای خودتنظیمی قائل است. انسان تنها نسبت به تاثیرات بیرونی واکنش نشان نمیدهد، بلکه محرکهایی را که بر او وارد میشود، انتخاب، سازمان و تغییر شکل میدهد. افراد انسانی از طریق محرکهایی که خودشان به وجود میآورند رفتار خود را کنترل میکنند. بنابراین یک عمل، علاوه بر تاثیرپذیری از دیگر تعیین کنندهها، متاثر از تاثیرات خود-ایجاد[۵] نیز هست (عشورنژاد، ۱۳۸۷). آنچه در نظریهی یادگیری اجتماعی خصوصا از سال ۱۹۸۰ به بعد مورد توجه قرار گرفتهاست، نقش برجستهای است که به توانایی خودتنظیمی داده شده است. فرد با سازماندهی علل محیطی، فراهم آوردن حمایتهای شناختی ومشخص نمودن پیامدهای عملش، تا حدی توانایی کنترل رفتار خود را پیدا میکند (زیمرمن، ۱۹۸۹). کنشهای خودتنظیمی توسط تاثیرات و نفوذهای خارجی به وجود میآید و تحت حمایت آنها قرار میگیرد. با این وجود، خاستگاه بیرونی کنشهای انسان، به معنی نفی تاثیر خود شخص نیست. در ایجاد کنشهای خودتنظیمی، معیارهای رفتاری برای تعیین پاسخهای خودتقویتی، ازطریق تعلیم یا مدلسازی به دست میآیند (شانک، و زیمرمن، ۱۹۹۷). تحول خودتنظیمی متاثر از عواملی بسیار است. اما مهمترین عامل ذکر شده به نظر فرآیند اجتماعی شدن میرسد. سالها پیش پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که کودکان در فرآیند اجتماعی شدن (به عنوان مثال، الگوبرداری) شناخت و رفتارشان، در معرض تحول قرار میگیرد (بندورا، و والترز، ۱۹۶۳؛ هارتوپ[۶]، ۱۹۸۷؛ به نقل از زومبرون[۷]، تادلاک[۸]، و روبتز[۹]، ۲۰۱۱). در سالهای اخیر، نظریه شناختی توجه خود را به سمت خودتنظیمی متمرکز کرده است. توجه به این فرآیند در راستای این موضوع صورت میپذیرد،که چگونه نوجوان یاد میگیرد عملکردی مستقل از عامل اجتماعیکنندهاش داشتهباشد و مستقلانه تولید کند، خلق کند و با محیط انطباق یابد. (بندورا، ۱۹۸۶). سازش موفق در مدرسه نیازمند تحول مهارتهای خودتنظیمی دانشآموزان است، فرآیندی که شناخت، رفتار و هیجانات آنان را به سمت دستیابی به اهدافشان سوق میدهد (زیمرمن، ۱۹۸۹).
پرسشنامه یادگیری خودتنظیمی (۱۹۹۰ MSLQ) 22 سوالی
يادگيري خودتنظيمي نوعي از يادگيري است كه در آن افراد به جاي آنكه براي كسب دانش و مهارت برمعلمان،والدين يا ديگرعوامل آموزشي، تكيه كنند; شخصا“ تلاشهاي خود را آغاز و هدايت ميكنند(زيمرمان، ١٩٨٩). زيمرمان معتقد است كه فراگيران خود تنظيم از لحاظ فراشناختي، انگيزشي و رفتاري، فرايندهاي يادگيريشان را شروع و هدايت ميكنند. در زمينه فراشناخت يادگيرندگان خود تنظيم در مراحل متفاوت فرايند يادگيري، طراحي و خود ارزيابي[۱۰] مينمايند. (زيمرمان، ١٩٩٠). در زمينه انگيزشي اين فراگيران خود را با كفايت[۱۱]، خودكارآمد، و مستقل، درك ميكنندوازلحاظ رفتاري فراگيران خودتنظيم محيطهايي را انتخاب ميكنند، ميسازند و خلق ميكنند تا يادگيري را به حداکثر رسانند (زيمرمان، و مارتينزـ پونز[۱۲]، ١٩۹۰).
[۱]. social learning theory
[۲]. Bandura
[۳]. Walters
[۴]. self0regulated behavior
[۵]. self-produced
[۶] – Hartup
[۷] – Zumbrunn
[۸] – Todlock
[۹] – Roberts
[۱۰] . self-evaluation
[۱۱] . competent
[۱۲] . Martinez-pons