سلام دوست عزیز وارد حساب کاربری خود شوید
اضطراب، وضعیت تحریک تشدید شده هیجانی است که احساس نگرانی یا ترس را هم در بردارد مثل ترس، فرد احساس می کند که تهدید می شود بر خلاف ترس، فرد اغلب منبع تهدید را به شکلی مبهم یا نه چندان دقیق ادراک می کند زمانیکه نگرانی های فرد شدت یابد، فرد دچاراضطراب می گردد. اضطراب عبارت از، یک ناراحتی دردناک ذهنی درباره پیش بینی یک تهدید و یا ناخوشی در آینده است. از جمله ویژگی های اضطراب: ترس، ناراحتی و پیش بینی مهلکه ای است که راه فرار ندارد، و معمولا همراه با احساس درماندگی دریافتن چاره و راه حل است. با آنکه اضطراب از ترس و نگرانی ناشی می شود، ولی تفاوت های مشخصی با آن دو دارد. اضطراب از ترس مبهم تر است، و بر خلاف ترس که از یک موقعیت در زمان حال ناشی می شود و بر اساس یک موقعیت پیش بینی شده به وجود می آید، فرد مضطرب اغلب از علت اضطراب خویش آگاهی ندارد و نمی داند که اضطراب، ناشی از احساس ناامنی درون اوست، و یا از موقعیت خارجی است که او ترس خود را در آن می افکند. اضطراب مانند نگرانی بیشتر معلول تخیل است ولی در عین حال از دو جهت با نگرانی تفاوت دارد: از یک جهت نگرانی مربوط به موقعیت های خاص می باشد مانند امتحان و مشکل مالی و غیره؛ در حالیکه اضطراب یک حالت عاطفی تعمیم یافته است از جهت دیگر نگرانی اضطراب در خلال سال های کودکی، مخصوصا از ۴ تا ۶ سالگی افزایش می یابد و از لحاظ کمی و کیفی در کودکان مختلف و حتی یک کودک در زمان های مختلف، متفاوت است. دختران بیش از پسران اضطراب را تجربه می کنند، و کودکان ناموفق تر و ناامن تر که احساس می کنند توان مواجهه با مشکلات و حل آن ها را ندارند بیش از بقیه دچار اضطراب می شوند. رفتار فرد مضطرب شبیه رفتار فرد نگران است. کودک نگران یا مضطرب ممکن است ناراحتی خود را در درون بریزد، و با این کار آن را تشدید کند و یا بیرون بریزد، یا به زبان آورد و با این کار توجه و دلسوزی دیگران جلب کند، و یا گناه را به گردن دیگران بیاندازد و موقتا از احساس بی کفایتی و ناامنی، خود را برهاند. (اناری، ۱۳۸۶).
در اشکال معقول تر- اضطراب ممکن است بصورت رفتاری چون افسردگی، حساسیت شدید و عصبانیت، نا آرامی و بی قراری، بی خوابی و خواب ناراحت بیان شود و در موارد شدیدتر بصورت احساس گناه تجلی نماید. یکی از علائم مشخصه فرد مضطرب پرکاری و یا کم کاری. (شیخ الاسلامی، ۱۳۸۶).
اضطراب را می توان به وسیله محرکهای درونی و بیرونی از بین برد. مثلاً هنگامیکه فردی کاری انجام می دهد که با ارزشهایش همخوانی ندارد، احساس گناه می کند، این اضطراب احتمالا ناشی از وحشت فاش شدن نتایج احتمالی آن کار برای دیگران است. اضطراب می تواند بر اثر شرایط محیطی نیز پدید آید، این حالت زمانی به وجود می آید که فرد به وسیله دیگران مورد ارزشیابی قرار می گیرد. مثلا در بازی مسابقه فوتبال و یا هنگام رسیدن به نتایج حاصل از موقعیتی نامطمئن است. علاوه بر این اضطراب می تواند معلول توجه زیاد فرد به تواناییهای خویش در ارضای انگیزه ها و یا کنترل موقعیتها و یا ترکیبی از این دو باشد. (دادستان، ۱۳۸۷)
واژه اضطراب نخست در سال هاي ۱۹۳۰ در نوشته هاي فرويد نمايان شد و از آن پس بسيار مورداستفاده قرار گرفت و مصطلح گرديد. فرويد معتقد بود وقتي خاطرات و اميال سرکوب شده ناهشيار کوشش مي کنند تا از سطح و ناهوشياري به سطح هوشيار راه يابند اضطراب به منزله علامت هشدار دهنده پايگاه « من» آشکار مي شود و رفتار هاي نوروزي به عنوان شيوه بيان اضطراب و يا دفاع عليه آن قلمداد مي شوند در دهه هاي اخير نظريه پردازان خصوصاً رفتارگرايان به مخالفت با اين ديدگاه پرداختند و به اين نکته توجه کردند که روان آرزدگي به گستره اي وسيعتر از آنچه در وضع کنوني، تحت عنوان اختلال هاي اضطرابي مشخص مي شود پوشش مي دهد (دادستان ،۱۳۸۷).
امروزه اصطلاح اضطراب به آنچه فرويد به کار،برد تفاوت زيادي دارد و شرايط و حالات متفاوتي را در بر مي گيرد بعد از فرويد، ساير مکاتب روانشناسي و نظريه پردازان، اضطراب را مورد توجه قرار دادند و هر کدام جداگانه به تعريف و توصيف آن پرداختند (مختاری پور ، ۱۳۸۶).
آلفرد آدلر۱[۲]اضطراب را دررويارويي مشخص با خود و ديگران ودر ارتباط با احساس و حقارت و نحوه جبران آن مطرح کرد. آدلر اضطراب را يک خصوصيت فوق العاده گسترده و همه گير که از همان روز هاي اول کودکي تاسنين پيري با کودک همراه است اضطراب فرد را از تماس هاي اساسي باز مي دارد و اميد او را به ايجاد يک زندگي آرام نابود مي کند (گنجی، ۱۳۸۷)
اضطراب عبارت است از واکنش يک فرد در مقابل يک موقعيت ضربه آميز يعني موقعيتي که زير تاثير بالا گرفتن تحريکات اعم بيروني و دروني واقعي شده و فرد در مهار کردن آنها ناتوان است (دادستان ۱۳۸۷).
در مکاتب مختلف روانشناسي اينکه اضطراب چگونه به وجود مي آيد و سازگارهاي ايجاد آن چگونه عمل مي کند بحث هاي مختلفي مطرح مي شود. در رويکرد هاي شناختي ، اضطراب عموماً نتيجه طرز تفکر غير منطقي و غير عقلاني است (شاملو، ۱۳۷۸)
نظريه پردازان انساني نگر و هستي نگر به اين باورند که اضطراب زماني بروز مي کند که افراد خود را صادقانه مورد نظر وپذيرش قرار نمي دهند و در عوض به افکار و تغيير افکار هيجان هاي رفتار خود مي پردازند از سوي ديگر طرفداران تبيين هاي رفتار هاي بروز اضطراب را بر اساس نظريه هاي شرطي شدن بررسي مي کنند و نظريه پردازان زيست شناختي اضطراب مرضي را در نتيجه نارساکنش وري زيست – شيميايي در مغز مي دانند ( دادستان، ۱۳۸۷).
راجرز۱[۳]اضطراب را ناشي ازتضاد بين برداشت فرد از خود و تجربه هايش مي دانست و پرز معتقد بود که اضطراب حاصل فاصله و شکاف ميان حال و آينده است. اريکسون با تاکيد بر آموزش و اعتماد و محبت و احساس امنيت در کودکي معتقد بود کودکاني که از ابتدا امنيت را تجربه نکرده اند در مقابل ديگران با اضطراب و ناامني روبرو مي شوند (فرجاد، ۱۳۸۴).
در چهارمين راهنماي تشخيص آماري بيماري هاي روان انجمن روانشناسي آمريکا انواع اختلالات اضطرابي به شکل زير طبقه بندي شده اند( کوروش نیا، ۱۳۸۶).
مبانی نظری اضطراب
اضطراب
اضطراب از ديدگاه هاي مختلف
شيوع اختلالات اضطرابي
انواع اختلالات اضطرابي
انواع اضطراب
اضطراب طبیعی (بهنجار)
اضطراب ناهنجار
دیدگاه ویلیام گلاسر(واقعیت درمانی)
دیدگاه فرد ریک یرز(گشتالت)
دیدگاه های مختلف در مورد اضطراب
دیدگاه راجزر
دیدگاه الیس
دیدگاه آدلر
دیدگاه فروید
علل اضطراب :
تحقیقات انجام شده در مورد موضوع تحقیق
منابع