.:رویال آی تی:.

× دسته بندی ها

كارآفريني چاپ و توليد عكس رنگي؛ طرح توجیهی چاپ عکس

كارآفريني چاپ و توليد عكس رنگي؛ طرح توجیهی چاپ عکس

فهرست عناوین چاپ و توليد عكس

پيشگفتار             ۱

مقدمه     ۲

فصل اول  : کلیات

الف : تعاریف مفاهیم و اصطلاحات   ۴

ب: تعریف و تشریح موضوع تحقیق   ۱۱

ج : اهداف پروژه ۱۴

فصل دوم : جمع آوری مقدماتی اطلاعات ( پیشینه طرح )

الف : تاريخچه چاپ و توليد عكس در جهان و ايران       ۱۶

ب : تاريخچه طرح            ۲۵

فصل سوم :  برنامه عملیاتی

الف : تهیه و تبدیل مواد اولیه            ۲۷

ب : خدمات طرح ۲۸

ج : روشهای بازار یابی و تبلیغات     ۲۸

فصل چهارم : نیروی انسانی

چارت تشكيلاتي    ۳۰

فصل پنجم  : منابع مالی

الف : ضوابط جواز تاسيس و گذفتن مجوز       ۳۲

ب : توجيه اقتصادي طرح :             ۳۳

نتيجه گيري         ۵۰

فهرست منابع       ۵۲

عكاس كيست ؟

عكاس مترجم واقعيت است و اين امر اجتناب ناپذير است. بنابراين ما مجبور هستيم تا در خصوص پيام و عكس خود فكر كنيم. اگر سعي داريم بگوييم كه داشتن نوزاد همراه با خون است پس بايد حتماً از عكس رنگي استفاده كنيم، اما در صورتي كه بخواهيم ورود يك نوزاد زيبا به دنيايمان را به تصوير بكشيم مي‌توانيم از خون صرف‌نظر كرده و توجه خود را به نوزاد معطوف كنيم. ما هنوز در خصوص عكس‌هاي سياه و سفيد چيزي نگفته‌ايم چگونه مي‌توان گفت سياه و سفيد از رنگي گوياتر است؟ آيا چيزي خنده‌دارتر از يك عكس سياه و سفيد از رنگين‌كمان وجود دارد؟ آيا از تمام كساني كه مجذوب و شيفته عكس هاي آنسل آدامز هستند كسي واقعاً تمايل دارد تنها با قلم سياه و سفيد و در بهار از بوسميتي عكاسي كند؟ بر حسب اتفاق آنسل آدامز كمتر از مقلدينش در خصوص عكس هاي سياه و سفيد قاطع بود. اگر كارهاي آدامز با گلن راور را مقايسه كنيم مشاهده خواهيم كرد كه هر دو عظمت را به خوبي نشان مي دهند. مي خواهيم محتويات اطلاعاتي يك تصوير را مورد توجه قرار دهيم . ما مترجمان واقعيت هستيم و برخي از جنبه هاي يك منظره و صحنه را انتخاب كرده و آن را بر روي فيلم بازسازي مي كنيم . چالش اصلي ما اين است كه تنها اطلاعات ضروري براي انتقال پيام مورد نظر را بر روي فيلم قرار دهيم . نه كمتر و نه بيشتر . ما پيش از باز شدن شاتر نبايدفقط در خصوص چيزي كه قصد انتقال آن را داريم تصميم گيري كنيم . بلكه بايد در خصوص چگونگي انتقال موثر پيام نيز فكر كنيم . اگر جزئيات زيادي در عكس قرار دهيم بيننده پيام ما را به درستي درك نخواهد كرد.و توجهش به جزئيات غير ضروري معطوف خواهد شد . برعكس اگر عكس ساده اي بگيريم ، به احتمال زياد نمي توانيم با اشخاصي كه كمي متفاوت فكر مي كنند ارتباط برقرار كنيم. ما بايد با ايجاد توازن در عكس هايمان كاري كنيم كه اغلب بينندگان منظور ما را از عكس خوب درك كنند.براي روشن تر شدن اين موضوع از دستور زبان انگليسي كمك مي گيريم به عنوان مثال اغلب تصاوير همانند يك جمله طو لاني هستند . عكاسان بر شرح مي خواهند تمامي جزئيات را در عكس خود بگنجانند اما عكاس با فكر مي خواهد تمامي جزئيات غير ضروري عكس را حذف و تصاوير نهايي را متوازن و گويا كند كه همانند جمله اي است كه شامل فاعل، مفعول و فعل است.به ياد داشته باشيد كه ما اين مقايسه را بطور تصويري مطرح ميكنيم. اين تكنيك در ايجاد عكسهاي با كيفيت موثر است . اگر چه اين تكنيك دستورالعمل ساده اي براي گرفتن تصاوير فوق العاده نيست.سوژه (subject) ، لغتي در جمله است كه در مورد آن چيزي گفته مي شود . در يك عكس چه ميزان سوژه بايد وجود داشته باشد؟ يك عكس بايد براي اجتناب از سردرگمي تنها بايد يك سوژه داشته باشد كه اين سوژه مي تواند يك برگ ، جمعيتي از مردم با رعد و برق باشد. اگر به هنگام ديدن يك عكس اين سوال در ذهن ايجاد شود كه اين عكس چه چيزي است ؟ آنگاه بايد بدانيد كه عكس شما فاقد سوژه است.فعل در جمله يعني چيزي كه عمل را نشان مي دهد به همين صورت يك عكس جذاب هم بايد اعمالي را به تصوير بكشد كه اين اعمال مي تواند اعمال واقعي همچون عكس هاي ورزشي باشد و يا وقايع طبيعي همچون عكاسي از غروب زيباي آفتاب باشد. همچنين ، حتي در يك عكس كاملاٌ انتزاعي ، تصوير بايد يك عمل بصري داشته باشد تا اينكه نگاه بيننده را به خود جذب كند.وين بالوك- عكاس- بر اهميت به تصوير كشيدن بعد زمان در عكس تاكيد دارد كه واقعاً درست است. جذاب ترين عكسها مربوط به وقايع هستند نه اشياءصرف. موضوع زمان در عكس هاي تماشايي ناديده گرفته نمي شود. بهترين عكس ها عكس هايي هستند كه در آنها تغييرات زود گذر واضح بوده و لحظه عكس گرفتن به اندازه كمپوزيسيون اهميت دارد . اگر يك عكس بطور ساده يك موضوع را به ثبت برساند ، ممكن است بيننده تصميم بگيرد كه خودش برود و موضوع يا سوژه را ببيند. وقتي يك رويداد به تصوير كشيده مي شود بيننده ممكن است آرزو كند كه كاش آنجا بود اما بيننده مي داند كه اين عكس در يك زمان غير قابل بازگشت گرفته شده است.آخرين جزء اين بخش ابژه (object) است كه در دستورزبان به آن مفعول مي گويند . مفعول در جمله اسمي است كه بر روي آن فعلي انجام مي شود . ترجمه ابژه به اصلاحات تصويري از سوژه و فعل دشوارتر است و دقا بيشتري مي طلبد و مثال هاي برعكس مي تواند در اين جا موثر تر واقع شود.وقتي عكس چيزي براي جلب نگاه شما نداشته باشد يعني ابژه ندارد.در يك كمپوزيسيون خوب نگاه شما در ابتدا بايد به ابژه جلب شود و سپس به جزئيات ديگر بپردازد . اين عكس ممكن است مورد تحسين شما قرار بگيرد. اما جايي براي استراحت چشمان شما باقي نمي گذارد . اگر هيچ جايي در عكس برجسته نبود و اگر تمامي بخش هاي عكس تاكيد يكساني داشتند پس اين عكس قادر نخواهد بود توجه شما را به خود تداوم ببخشد.هدف از اين بحث اين بود كه شما را به تفكر در خصوص ارتباط و انتقال پيام در عكس ها تشويق كند . براي بهره بردن از اين نوع تحليل ها ، شما بايد ياد بگيريد تا عكس ها را با مقياس خود نقد كنيد . آن هنگام وقتي ميخواهيد عكاسي كنيد اصولي كه براي شما مهم بودند ملكه ذهن شما خواهند شد. در آن صورت وقتي اطلاعات بيشتري در خصوص علايق خود در كمپوزيسيون كسب كرديد عكاسي براي شما راحت تر مي شود.

سبك در عكاسي

عكاسي بدون داشتن يك سبك مشخص امكان‌پذير است. به راحتي عكس‌هاي زيادي بگيريد و به طور حتم چند عكس قابل قبول خواهد بود اين‌ها اتفاقات خوش‌آيندي هستند.اگر عكاس به موضوعات كمپوزيسيون و ارتباط با بيننده براي رسيدن به يك ايده در خصوص خوب و قابل تأمل بودن عكس فكر كند، يك سبك شكل مي‌گيرد و در آن صورت در صد بيشتري از عكس‌ها قابل قبول خواهد بود.ممكن است برخي‌ها معتقد باشند كه استفاده از سبك محدوديت‌ها و الزاماتي را به همراه دارد كه اين انتقاد مي‌تواند عادلانه باشد. پيروي زياد از هر استانداردي، حتي موارد ناخواسته مي‌تواند منجر به ايجاد عكس‌هاي تكراري و يكنواخت شود. از جنبه‌ مثبت يك سبك يا ثبات منسجم به عكاس اجاره مي‌دهد تا اهداف بصري خود را مستقل از سوژه منتقل كند. سبك شخصيت را به عكس وارد مي‌كند.اگر عكس‌هاي يك عكاس يك شيوه تكراري را نشان دهد، به احتمال زياد ارزش ديدن ندارد. ما نمي‌خواهيم يك انعكاس دهنده ساده واقعيت را ببينيم. ما مي‌خواهيم در مورد عكاس هم چيزي بدانيم، عكس‌‌هاي تصادفي حتي از سوژه‌هاي بسيار جذاب بي‌ارزش‌تر هستند. عكاس‌ خوب به دقت زمان عكاسي و كمپوزيسيون را انتخاب مي‌كند. در فرآبند اين انتخاب‌ها قضاوت‌هاي زيادي صورت مي‌گيرد و نتيجه نهايي كه همانا اكثر بايد اين قضاوت‌ها را به خوبي نشان دهد هر تصويري انعكاس‌دهنده اهداف عكاس به طرق مختلف است. از اينرو كلكسيوني از عكسها بايد به طور كامل اهداف عكاس از كمپوزيسيون، احساسات و زيبايي را نشان دهد.اصولاً عكس يك يادداشت از عكاس است كه زمزمه مي‌كند:« من بدين‌گونه جهان را مي‌بينم.» بينندگان عكسها ممكن است قصد عكاس را درك كنند يا درك نكنند و تنها سوژه را ببينند.غير ممكن است هر عكسي كه وارد دنياي كسي مي‌شود مورد ستايش قرار گيرد. اغلب اوقات ضرورت دارد تا براي درك و فهم يك عكس از نقطه نظر عكاس پا را فراتر گذاشت. عكسهايي كه ما را قادر مي‌كند تا طناب‌ها و زنجير‌ها را پاره كنيم و جرأت كشف و يافتن نقطه نظر جديد را پيدا كنيم.تمام توان بالقوه خود را به عنوان ابزار بالفعل گردآورنده- ابزاري كه از طريق آن مي‌توانيم به شيوه ديگري نگاه كنيم.

كي كيست و چي چيست.

تمام عكاسان جدي دست كم بايد يك شناخت اصولي از استادان حرفه خود را داشته باشند. بنابراين ما زمان كمي را به بررسي اندكي از اين خوب‌ها اختصاص مي‌دهيم. به طور حتم اين فهرست‌ كامل و حتي نشان دهنده دوره‌هاي مهم در عكاسي نيست. معيار انتخاب اين بود كه در ابتدا هر عكاسي بر يك سبك متمايز تسلط داشته باشد و ثانياً تا اندازه اي مشهور بوده و كارهايش در كتاب فروشي ها موجود باشد.اين عكاسان لزوماً به عنوان الگويي كه شما بايد از آنها تقليد كنيد در اينجا ذكر نشده اند. در حقيقت در برخي از از موارد خلاف فوق ممكن است صادق باشد. كپي كردن ادوارد وستون و يا انسل آدامز به معناي پيوستن به صف طويل مقلدين آنهاست.عكس هاي در نظر گرفته شده توسط اين استادان نيز از انتقاد مصون نيستند. شما بايد كارهاي آنها را نيز همانند كارهاي خود قضاوت كنيد . با اين همه آنها از طريق عكس هايشان با بشريت صحبت مي كنند . بنابراين شما اين قدرت را داريد كه يا نظرات آنها را تائيد كرده و به عكسها احترام بگذاريد و يا آنها را به فراموشي بسپاريد.امروزه استفاده از جمله …« او در زمان خود خوب بود» به عنوان نتيجه براي توجيه كافي نيست.در مورد برخي از عكس ها زمان نمي تواند يك مانع باشد. اين عكس ها براي نگاه هاي مدرن همچون بينندگان اوليه آنها پر معنا و تاثير گذار هستند.ماتمايل نداريم به عكس هايي نگاه كنيم كه زماني چيزي گفته اند.

عكاسي مستند

واژه‌ي عكاسي مستند در سال‌هاي ركود اقتصادي كاربرد پيدا كرد. زماني كه شرايط اسف‌بار كشاورزان وجدان مردم امريكا را بيدار كرد تا نياز به اصلاحات اجتماعي را احساس كنند. اين زمينه از عكاسي هنوز عكس‌هاي داست باول (DUST BOWL) را تداعي مي‌كند, عكس‌هايي كه در آن‌ها، پس كوچه‌هاي كثيف و شرايط رقت‌بار شهري را تصوير كرده بود.اما عكاسي مستند ابعاد وسيع‌تر از اين‌كه فقط بدبختي‌ها و نارسايي‌ها را تصوير كند در بر مي‌گيرد، چراكه مي‌توان موضوع‌هايي جدا از بدبختي‌ها و ناكامي‌ها را نيز به تصوير كشيد و سنديت بخشيد, مانند مناطق دورافتاده و محروم, انسان‌هاي سرزمين‌هاي ديگر, ناملايمات جامعه و طبيعت, ابعاد وسيع عواطف و تنش‌ها، درواقع دامنه‌ي موضوع‌هاي عكاسي مستند بي‌شمار و نامحدود است. با اين‌همه هر عكسي را نمي‌توان عكس مستند ناميد. زيرا عكس مستند بايد حامل پيام باشد. پيامي كه آن را از يك عكس طبيعت، يك پرتره و يك منظره‌ي خيابان مستثني مي‌كند. عكس مستند ممكن است ثبت‌كننده‌ي يك واقعه باشد اما اين واقعه في‌النفسه بايد معنا داشته باشد. معنايي فراتر از آن‌چه عكس خبري با خود يدك مي‌كشد. عكس مستند ممكن است شخصيت يا احساسي را ثبت كند. اما باز هم بايد مفهومي اجتماعي داشته باشد و نمايانگر چيزهايي بيش از آن‌چه پرتره نشان مي‌دهد باشد. درواقع ما را بر آن مي‌دارد كه با ديدي نوبه دنيا بنگريم.عكاسي مستند، نمايش دنياي واقعي است به وسيله‌ي عكاس كه قصدش تحليل و تفهيم چيزي مهم به بيننده است. از آن‌جا كه تعريف جهان‌شمولي درباره‌ي اين بخش مهم و پيچيده‌ي عكاسي وجود ندارد تا تمامي جنبه‌هاي آن را در بر گيرد, وجود تعاريف گوناگون را اجتناب‌ناپذير كرده است. تناقض بين ويژگي‌هايي كه به عكس مستند نسبت داده مي‌شود ممكن است ناشي از جديد بودن اين بخش از عكاسي باشد. چراكه اين نوع عكاسي از دهه‌ي ۱۹۳۰ به بعد ابداع شده و اين نام را به سياق آن دسته از فيلم‌هاي مستند كه موضوع‌شان از پيش پرداخته نبود و به‌طور عمده زندگي افراد گمنام در مناطق دورافتاده را به تصوير مي‌كشيد, بر اين نوع عكاسي نهادند. فيلم‌هاي مستند، بر خلاف فيلم‌هايي كه ماجراهاي سير و سفر را به تصوير مي‌كشيدند، با نگاهي تحليل‌گر به دنيا مي‌نگريستند. چنين نگرشي گرچه از مدت‌ها قبل در بين عكاسان وجود داشته اما تا دهه‌ي ۱۹۳۰، اين نوع عكاسي به صورت عرصه‌اي خاص جايگاه و منزلتي نداشته است.عكس جداي از تصوير دوبعدي و خاكستري رنگ از سايه روشن‌ها مي‌توانست ايده‌هايي فراتر را منتقل كند. منظره در برابر عدسي دوربين يك واقعيت بود، ولي عكاسي مي‌توانست از همين چشم‌انداز واقعيتي ديگر را القا كند، واقعيتي عميق‌تر و شايد بسيار مهم‌تر، او مي‌توانست همراه اين منظره تفسير و تحليل را نيز ارائه دهد. اگر اولين ويژگي عكس مستند انتقال بخشي از واقعيت محيط پيرامون بود، دومين ويژگي آن توانايي ارائه‌ي تحليل و ديدگاه عكاس درباره‌ي آن واقعيت به شمار مي‌رفت.اولين صاحب نام در استفاده از اين شيوه، «اوژن آتژه» بود. او به‌عنوان يك عكاس مستند، مناظري زيبا و يكدست از شهر پاريس را در اوايل قرن بيستم به تصوير كشيد كه گاهي آن‌ها را به‌عنوان عكس‌هاي مرجع به نقاشان و معماران مي‌فروخت. عكس‌هايي كه آتژه از پارك‌هاي خلوت گرفت، واقعيت اين مناظر را با عمق معناي آن‌ها كه جزئي از همين شهر بودند و نيز با احساسات دروني خويش درهم آميخت, به طوري كه آثار او اكنون جزو شاهكارهاي عكاسي مستند به شمار مي‌روند.

 

۵۵ صفحه Word


شما هم اکنون با داشتن رمز دوم کارت عابر خود و پرداخت اینترنتی می توانید بلافاصله پس از پرداخت این فایل را دریافت کنید و مطالعه این محصول با ارزش را شروع کنید .

 

royalit


دیدگاه ها

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -