سلام دوست عزیز وارد حساب کاربری خود شوید
وسواس فکري عملي
اضطراب و وسواس فکری عملی
علائم اختلال وسواس فکری عملی
وسواس فكري
وسواس عملي
علائم اصلي
معيارهاي تشخيص وسواس فکری عملی
اختلال وسواس فکری عملی و خانواده
رابطه بين انواع نشانگان در اختلال وسواس فکریعملی با انواع اختلالات
عوامل زيستي عصب رسانهها، دستگاه سروتونژيك
ايمنيشناسي عصبي (نوروايمنولوژي)
مطالعات انجام شده با تصويربرداري مغزي
وراثت شناسي
سبکهای دلبستگی و پیوند با والدین در بیماران مبتلا به اختلالهای وسواس فکریعملی
وسواس جبری
عدم تحمل بلاتكليفي
ارتباط عدم تحمل بلاتكليفي و اختلال وسواس فکري عملی
پیامدهای عدم تحمل بلاتکلیفی
مدل تحمل بلاتکلیفی
نظریه شناختی داگاس: نقش عدم تحمل بلاتکلیفی
عدم تحمل بلاتکلیفی و اضطراب
تحقیقات انجام شده
تحقیقات داخلی
تحقیقات خارجی
در حال حاضر مسئله وسواس، یکی از معضلات بسیار مطرح و گسترده در بسیاري از جوامع بشري است. این اختلال بعد از فوبیها، اختلالات مرتبط با مصرف مواد و اختلال افسردگی عمده، چهارمین اختلال روانی از لحاظ نرخ شیوع است (سادوک[۱] و همکاران، ۲۰۱۵).
اختلال وسواس فکری- عملی به صورت تصورات ذهنی و افکار مزاحم، رفتارهاي وسواسی و تشریفات خاص بروز میکند. در افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبري، وسواسها از طریق تجارب آشفتهسازتشخیص داده میشوند. جبرها شامل: شستن، تمیزکردن، وارسیکردن، جستجوي امنیت، اعمال تکراری و وسواسهای پنهان مانند تشریفات ذهنی است و به طور معمول برای جلوگیری از نتایج یا حوادث ترسآور یا رهاکردن آشفتگی ایجاد شده توسط وسواسها میباشد (ویوان[۲]، ۲۰۱۴).
وسواس فکری- عملی يك اختلال اضطرابي است كه از دو مولفه مهم تشكيل يافته است، وسواسهاي فكري و اجبارهاي عملي (مولر و رابرتز[۳]، ۲۰۰۵). ويژگيهاي اصلي اختلال وسواس عبارتند از وسواسهاي فكري يا عملي برگشتكننده كه به دليل شديد بودن، وقتگير هستند (يعني بيش از يك ساعت در روز وقت ميگيرند) يا به پريشاني آشكار يا اختلال عمده درروند معمولي و طبيعي زندگي، كاركرد شغلي، فعاليتهاي معمول اجتماعي، ياروابط فردي منجرميشود(سادوک وسادوك،۲۰۰۳).دريك برهه اززمان طي سيراين اختلال شخص متوجه ميشود كه وسواسهاي فكري يا عملي، مفرط يا غيرمنطقي هستند اما آنها قادر نيستند كه آن را متوقف سازند، اين سطح از خودآگاهي، افراد اختلال وسواس فکری- عملی را از هذيانها يا عقايد غريب متمايز ميسازد (انجمن روان پزشکي امريکا، ۲۰۰۰).
پرسشنامه تجدیدنظرشده فرم کوتاه وسواس فکری عملی فوا و همکاران
اضطراب و هيجان که تجربه جهاني بشر است، نقش اساسي در سازگاري و بقاي انسان بازي ميکند.عملکرداصلي ترس اين هست که تهديد يا خطري را علامت ميدهد (بارلو، ۲۰۰۶[۴]). اگراضطراب شدید باشد، افراد تشريفات يا روشهاي عادتي معيني را در پاسخ به اضطراب شديديادميگيرندتاموقتاازاين پريشاني تسکين يابند.اين اختلال اضطرابي را اختلال وسواس فکری- عملی مينامند (کلارک[۵]، ۲۰۰۵). رايجترين نظريه اين است كه اختلال وسواس فکری- عملی بايد به عنوان اختلال اضطرابي طبقهبندي گردد، چون نيمرخ اختلال وسواس فکری-عملی مشابه اختلالهايي از قبيل اختلال اضطراب فراگير، فوبياي خاص، خودبيمارانگاري واختلال بدشكلي بدني است(براون[۶]،۱۹۹۸)ويژگيهايي که اختلال وسواس فکری-عملی را در طبقه اختلالات اضطرابي قرار ميدهد، شامل موارد زير ميباشد:
احساس ذهني اضطراب يا پريشاني كه توسط افكار وسواسي ايجاد ميشود.
اعمال وسواسي شناختي يا رفتاري در پاسخ به افكار وسواسي.
راه انداز بيروني يا دروني براي افكار وسواسي یا اعمال وسواسي.
اضطراب يا ناراحتي برخاسته از يك بر انگيزاننده.
كاهش اضطراب با انجام اعمال وسواسي.
جستجوي اطمينانبخشي.
ترس از پريشاني.
بروز رويداد درهم گسيخته كه ميتواند با عمل وسواس مداخله كند يا آن را باطل سازد.
رفتار اجتنابي.
بعضي محققان باليني نظريه ابطالسازي، اختلال وسواس فکری- عملی را به عنوان اختلال اضطرابي به چالش طلبيدهاند.ايندلروسامرفلت[۷](۱۹۹۸)نتيجه گرفتندكه اختلال وسواس فکری – عملی به استثناي عمل وسواس شستن ميتواند اختلال اضطرابي باشد، چون سوگيري انتخابي براي تهديدكه دراكثر حالات اضطرابي ديده ميشود،در تمام حالات افكار وسواسي وجود ندارد. اينرايت[۸] (۱۹۹۶) مطرح كرد كه تفاوتهاي زيادي بين اختلال وسواس فکری- عملی وساير اختلالات اضطرابي وجود دارد. از قبيل: ۱- تفاوتهاي ممكن در بيوشيمي.۲- وجود آسيب عملكردي بيشتردر اختلال وسواس فکری- عملی.۳- افزايش پيچيدگي و ابهام محركهاي برانگيزاننده ترس دراختلال وسواس فکری-عملی.برخي نيزنشان دادندكه اختلال وسواس فکری- عملی ممكن است سببشناسي مشتركي با اختلال تيك (چندگانه) مزمن و سندرم توره داشته باشد (اكانور[۹] ،۲۰۰۱). اين احتمال نيز مطرح است كه بيثباتي بيشتر نشانگان وماهيت انتزاعي اكثر افكار وسواسي منجر به ارتباط اختلال وسواس فکری- عملی باسايرطبقات آسيبشناسي رواني ميشود. ناهماهنگي بيشتر نشانگان وسواس فكري- عملي نشان ميدهد كه اختلال وسواس فکری- عملی نسبت به ساير اختلالات اضطرابي، ماهيت تشخيصي هماهنگ ومنسجم كمتري دارد. در كل، شواهد تجربي زيادي نشان ميدهد، زماني كه مصاحبهكنندگان ازمصاحبه باليني ساختار يافته بر اساس معيارهاي طبقهبندی رفتارهای ناهنجارطبیعی[۱۰] استفاده ميكنند،تشخيص اختلال وسواس فکری- عملی ميتواند پايا باشد (بروان [۱۱]،۲۰۰۱).به منظور تشخيص اختلال وسواس فکری- عملی، طبق معيارهاي طبقهبندی رفتارهای ناهنجار طبیعی[۱۲] يك فرد بايد يا اعمال وسواسي يا افكار وسواسي داشته باشد و اكثريت زيادي از افراد تشخيص داده شده هر دو نوع نشانگان را تجربه ميكنند (كلارك، ۲۰۰۵).