.:رویال آی تی:.

× دسته بندی ها

مبانی نظری بررسی مسکن مهر و تاثیر آن بر سیاست و اقتصاد مسکن شهری

مبانی نظری بررسی مسکن مهر و  تاثیر آن بر سیاست و اقتصاد مسکن شهری

فهرست مطالب

 مفهوم مسکن

اهمیت حمایت دولت از اقشار فقیر در ساخت مسکن

سیاست های ساخت مسکن برای گروه های کم درآمد

نحوه شکل گیري برنامه مسکن مهر شهري

اصول سیاستی مسکن مهر شهري

شناخت ابعاد و انواع پروژه های مسکن مهر و منابع تأمین مالی آن

عملکرد مالی و پیشرفت فیزیکی مسکن مهر

گروههای دخیل در اجرای پروژه مسکن مهر

محدوده و قلمروی پژوهش

اندازه گیری برخی شاخص های مدیریت شهری در طرح های مسکن مهر

تأثیر مسکن مهر بر اقتصاد

مرور بر تحقيقات قبلي

تحقيقات داخلی

تحقيقات خارجی

منابع فارسی و لاتین


مفهوم مسکن

با توجه به گسترده و پیچیده بودن مسأله مسکن نمی توان تعریف واحدی برای آن ارائه نمود به عبارت دیگر  می توان این گونه بیان کرد که مفهوم عام مسکن یک واحد مسکونی نمی باشد و کل محیط مسکونی را شامل می گردد. مسکن چیزی بیش از یک سرپناه فیزیکی است و کلیه ی خدمات و تسهیلات عمومی لازم برای به زیستی انسان را شامل می شود و باید حق تصرف نسبتاً طولانی و مطمئن برای استفاده کننده ی آن فراهم باشد. در دومین اجلاس اسکان بشر (۱۹۹۶) که در استانبول برگزار شد مسکن مناسب چنین تعریف شده است: «سرپناه مناسب تنها به معنی وجود یک سقف بالای سر هر شخص نیست؛ سرپناه مناسب یعنی آسایش مناسب، فضای مناسب، دسترسی فیریکی و امنیتی مناسب، امنیت مالکیت، پایداری و دوام سازه ای، روشنایی، تهویه و سیستم گرمایی مناسب، زیر ساخت های اولیه مناسب مانند آبرسانی، بهداشت و آموزش، دفع زباله، کیفیت مناسب زیست محیطی، عومل بهداشتی مناسب، مکان مناسب و قابل دسترسی از نظر کار و تسهیلات اولیه است که همه، می بایستی با توجه به توانایی مردم تأمین شود (جهان بین، ۱۳۸۷).

اهمیت حمایت دولت از اقشار فقیر در ساخت مسکن

سکونتگاه های فقیر و حاشیه نشین شهرها، بیشتر واحدهای مسکونی جدید را در شهرهای کشورهای در حال توسعه فراهم می کنند، اما نه تنها مورد تحسین و توجه قرار نمی گیرند، بلکه این مساکن و فعالیت های اقتصادی غیر رسمی همواره توسط مسؤلان دولتی در معرض تخریب قرار داشته و بنابراین فقر به جای کاهش، تشدید می شود. با وجود این، امروزه دولت ها به تدریج دریافته اند که سکونتگاه های غیر رسمی و مناطق فقیر نشین شهر می تواند راه حلی مناسب جهت حل مشکلات مسکن اقشار فقیر شهر باشد، زیرا به حداقل سرمایه گذاری های دولتی نیاز دارد. به عبارت دیگر این مناطق بدون توجه به کیفیت پایین شرایط زندگی در آن، می توانند مکان زندگی مناسبی برای بی بضاعتان شهری باشند. تخریب این مناطق مسکونی باعث کاهش مساکن شهری و افزایش فقر گردیده و در واقع این محله های فقیر نشین را به مکان دیگری در شهر منتقل می کند. از آنجایی که دولت نمیتواند برای همه افراد فقیر نشین شهر مسکنی مناسب فراهم آورد، لذا باید از تلاش افراد فقیر برای فراهم کردن مسکن حمایت کرد و این مشکل شهری را بدین ترتیب کاهش داد. این امر به معنای به رسمیت شناختن سکونتگاه های غیر رسمی و حاشیه نشین شهر از سوی مقامات دولتی است که باید به جای تخریب این محلات به بهسازی و بهبود شرایط زندگی در آن ها توجه کنند (جهان بین و پورمحمدی، ۱۳۸۹).

برنامه های توسعه ی اقتصادی اجتماعی اساساً با هدف پوشش دهی به همه ی مردم و با تأکیدی بیشتر بر گروه های کم درآمد اقدامات خود را در قالب تنظیم ضوابط و مقررات و تدوین مبانی حقوقی و قانونی برای دستیابی به اهداف خود سامان می بخشدند. اما نگرانی ها از آنجا بروز می کند که عملاً افراد نیازمند واقعی از حوزه حمایتی برنامه، خارج مانده و با برون فکنی و به حاشیه راندن شان، تأمین سرپناه آن ها را در محلات اسکان غیررسمی و در حاشیه به عنوان امری اجتناب ناپذیر تبدیل نموده و به حاشیه رانده می شوند. اما از آنجا که فراموش کردن بخشی از تقاضا توسط برنامه؛ هیچ گاه به معنای منتفی شدن نیاز این بخش به سرپناه نخواهد بود، این گروه های فراموش شده توسط برنامه، عملاً راه حل های متناسب با اوضاع و احوال و شرایط خود را در عرصه هایی جستجو خواهند کرد که از حوزه مداخله برنامه به دور مانده و دستگاه مدیریت اسکان، اشرافی بر تحولات آن نداشته است. از جمله می توان اراضی خارج از محدوده های شهرها را برشمرد که برنامه در خصوص آن پیش بینی ندارد و در نبود الگویی برای جامع نگری در خصوص شهرها و پس کرانه های حاشیه ای آن، بخش ندیده گرفته شده توسط برنامه، پاسخ تأمین سرپناه خود را در آن عرصه می یابد. بنابراین، در فقدان چهارچوبی که افراد نیازمند واقعی اقشار جامعه را نیز در برگیرد، آن ها با حضور کالبدی خود در حاشیه شهرها، واقعی و عینی بودن خود را به یاد برنامه ریزان می آورند (جهان بین، ۱۳۸۷). چنین انحرافی که در اصلی ترین وظیفه برنامه، یعنی تبیین گروه های هدف، صورت می پذیرد، متعاقباً در تعیین ابزارهای به کار رفته در تدوین برنامه های اجرایی در زمینه تخصیص نهاده هایی چون زمین، وام و یا تشکل در تعاونی ها نیز این کاستی ها بروز یافته و در دور تسلسلی فزاینده به تشدید معضلاتی منجر خواهد شد که برون رفت از آن دشوارتر و پرهزینه تر خواهد شد. موضوع عدم موفقیت در دستیابی به تعریفی روشن از گروه های هدف، پدیده ای است که شاید بتوان به عنوان اصلی ترین ضعف برنامه های توسعه اقتصادی- اجتماعی، حتی تا آخرین برنامه ها نیز به رغم بهبودهایی که نسبت به گذشته در آن پدید آمده، هنوز تداوم یافته و برنامه ها را از این حیث آسیب پذیر کرده است (جهان بین و پور محمدی، ۱۳۸۹).

بنابراین، یکی از مهمترین اقدامات براي پیشگیری از بروز پدیده بد مسکنی یا بی مسکنی، شاید تلاش برای تعیین گروه هدف هر برنامه، به عنوان اصلی ترین وظیفه برای جلوگیری از بروز کاستی هایی است که از همین جنبه ناشی می شود. بررسی کلی مسأله مسکن در ۹ برنامه عمرانی کشور نشان می دهد که متأسفانه کلیه ی آن ها از داشتن تعریفی درست و روشن از گروه های هدف خود محروم بوده اند. عدم تعریف روشن از گروه های هدف، معضلی است که اساساً کارایی سایر مولفه های مؤثر در تأمین مسکن را نیز؛ زیر سوال می برد. به طور مثال اگر مشخص نباشد که سیاست های وام و اعتبار به عنوان یکی از مولفه های مهم تولید مسکن باید برای پوشش دهی کدام هدف در برنامه طراحی شود، روشن است که امکان موفقیت آن کاهش می یابد  (جهان بین و پور محمدی، ۱۳۸۹).

هر گونه برنامه ریزی، و از آن جمله برنامه ریزی شهری و مسکن، باید در پی برآوردن حقوق انسان ها یا توسعه انسانی باشد. اما در سه برنامه توسعه مصوب در جمهوری اسلامی ایران، هیچ گاه ساماندهی اسکان غیر رسمی به طور مستقیم و مشخص جزء اهداف برنامه های توسعه و عمران شهری و مسکن نبوده است. به طور مثال در اهداف کمی بخش مسکن به شاخص های کلی چون تعداد تولید واحد مسکونی و در عمران شهری به تعداد طرح های شهری اکتفا شده است. همچنین در چهارچوب دستگاه های ذیربط وزارت مسکن و شهرسازی و نیز مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری (مانند طرح های جامع شهری) تا کنون به طور قاطع به اسکان غیر رسمی پرداخته نشده است، در حالی که در برنامه های عمرانی پیش از انقلاب وجود این پدیده حداقل به صراحت پذیرفته شده بود و از برنامه (۱۳۴۲- ۱۳۴۶) تا پنجم عمرانی (۱۳۵۲- ۱۳۵۶)، برنامه های مشخص برای حل آن در دستور کار قرار داشت. ساختن کوی های مسکونی و پاک کردن گودها و زاغه ها (برنامه سوم) اولویت سرمایه گذاری دولت در امر تهیه خانه های ارزان قیمت برای طبقات کم درآمد و پاک کردن شهرهای بزرگ از زاغه ها و آلونک ها و گودهای مسکونی (برنامه چهارم)، و احداث واحدهای مسکونی ارزان قیمت برای حاشیه نشینان (برنامه پنجم) حداقل نشانه ی تمایل صوری به رویارویی با این پدیده است (اطهاری، ۱۳۸۱). پیداست، آن هایی که جای خود را در برنامه های مدورن و رسمی خالی می بینند، به نوعی دست به کار می شوند و مشکل خود را با هر آنچه در اختیار دارند، حل می کنند. زیرا نیاز به سرپناه نمی تواند منتظر قانون، مصوبه و آیین نامه بماند. بلکه هنگامی که احساس نیاز شد باید به آن پاسخ داد.

۲۰۰۰۰ تومان – خرید
royalit

محصولات مرتبط
s

مبانی نظری فراشناخت (پیشینه پژوهشی ...


19000 تومان 0 ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
s

مبانی نظری رضایت از زندگی ...


15000 تومان 0 ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
s

مبانی نظری انگیزش خودتعیین گری ...


15000 تومان 1 ۶ فروردین ۱۳۹۸

دیدگاه ها

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -