.:رویال آی تی:.

× دسته بندی ها

مبانی نظری اختلالات رفتاری (پیشینه پژوهشی نظریه های اختلالات رفتاری)

مبانی نظری اختلالات رفتاری (پیشینه پژوهشی نظریه های اختلالات رفتاری)

فهرست

اختلالات رفتاری

مفهوم اختلالات رفتاری

انواع اختلالات رفتاری

ترس

تاریخچه ترس

مفهوم ترس

انواع ترس

ترس طبیعی

ترس مرضی

دیدگاه‌های نظری ترس

فروید

بالبی

آنا فروید

راجرز

کلاین

ویلیام جیمز

رفتارشناسی طبیعی

آمادگی‌های زیست‌شناختی

زیست‌شناختی

دیدگاه هستی نگر

رفتارگراها

شناختی

انسان نگری

جامعه‌شناسی

یادگیری

روان شناسان من

نقص توجه

مفهوم نقص توجه

همه‌گیری‌شناسی اختلال

سبب‌شناسی اختلال کمبود توجه

ژنتیک

عوامل مربوط به رشد

آسیب مغزی

عوامل عصبی فیزیولوژیک

عوامل روانی – اجتماعی

تشخیص نقص توجه

ویژگی‌های بالینی نقص توجه

تشخیص افتراقی

رفتارهای ضداجتماعی

مفهوم رفتار اجتماعی

پیدایش رفتار اجتماعی

انواع رفتار اجتماعی

رفتار اجتماعی اولیه

رفتار ضداجتماعی

علل و عوامل رفتارهای ضداجتماعی

درمان رفتارهای ضداجتماعی

خشم

مفهوم خشم

تشخیص خشم

موقعیت‌های خشم برانگیز

انواع پرخاشگری

علل پرخاشگری در نوجوانان

مبانی نظری پرخاشگری

نظریه زیستی پرخاشگری

کروموزمهای جنسی و پرخاشگری

بلوغ جنسی و پرخاشگری

نظریه ناکامی ـ پرخاشگری

نظریه یادگیری اجتماعی

پیشینه پژوهشی

منابع و مآخذ


اختلالات رفتاری

مفهوم اختلالات رفتاری

اصطلاح اختلالات رفتاری، بدون آنکه تعریف شود، تقریباً ۸۵ سال پیش، وارد فرهنگ علم روان‌شناسی شده است.ازآن هنگام معلمان، پزشکان، روان‌شناسان و افراد دیگری که با مشکلات هیجانی و رفتاری کودکان در ارتباط هستند از این اصطلاح برای بیان مقصود خویش استفاده کرده‌اند. اما تعریف واحدی که موردپذیرش همگان باشد، ارائه نشده است. ردز و پال[۱]، معتقدند که تعریف اختلال رفتاری به لحاظ انفجار ایده‌ها و تعدد نظرات فراوانی که توسط متخصصین رشته‌های گوناگون علوم انسانی در این مورد مطرح می‌باشد، روشنی و صراحت خود را از دست داده است. بیت[۲]، کودک با اختلالات رفتاری را کودکی می‌داند که رفتارهایش به‌اندازه‌ای نامناسب است که شرکت او در کلاس درس، باعث از هم گسیختن حواس یا آشفتگی ذهنی سایر همکلاسان باشد و نیز فشاری بیش از حد به معلم وارد کند.

کرک[۳]، رفتاری را انحرافی یا هنجاری می‌داند که ضمن نامتناسب بودن با سن فرد، شدید، مزمن یا مداوم  باشد و گستره آن شامل رفتارهای بیش‌فعالی و پرخاشگرانه تا رفتارهای گوشه‌گیرانه است. ویژگی این‌گونه رفتارها این است که اولاً تأثیر منفی برفرایند رشد و انطباق مناسب کودک بامحیط دارد،ثانیاً مزاحمت برای زندگی دیگران واستفاده آنان ازشرایط به وجود می‌آورد (سیف نراقی و نادری، ۱۳۹۳).

وود[۴]، معتقد است که تعریف یک رفتار دشوار و اعمالی که از آن تعریف ناشی می‌شود باید ۴ عامل را دربرگیرد:

  عامل مزاحم: چه چیز و یا چه کسی عامل این مسئله است؟

  عامل رفتار دشوار:‌ رفتار دشوار چگونه تعریف می‌شود؟

  عامل محیطی: در چه موقعیتی مشکل رفتاری رخ می‌دهد؟

  عامل مورد زحمت:‌ چه کسی رفتار را مشکل تلقی می‌کند؟

قانون آموزش‌وپرورش برای تمام کودکان معلول، اصطلاح “آشفتگی عاطفی جدی” را پیشنهاد کرده وآن را چنین تعریف می‌کند:این اصطلاح به معنای حالتی است که در آن کودک، خصوصیاتی را در مدتی طولانی و با درجه‌ای شدید از خود نشان می‌دهد. به‌طوری‌که آن رفتار تأثیر ناگواری بر پیشرفت تحصیلی او باقی می‌گذارد. این خصوصیات عبارتنداز:

ناتوانی در یادگیری درصورتی‌که نتوان آن را معلول عوامل هوشی، حسی و یا بهداشتی دانست.

ناتوانی در ایجاد ارتباطی رضایت‌بخش با همسالان و معلمان.

رفتار یا احساساتی نامتناسب در موقعیت‌های طبیعی و عادی.

نشان دادن ناشادی و یا افسردگی مداوم.

گرایش به نشان دادن علائم جسمانی ویا ترس دررابطه بامسائل شخصی و یا درسی (ابوالقاسمی و همکاران).

نکته مهم در تعاریف اختلالات رفتاری، تعریفی از رفتار و بهنجاری و نابهنجاری آن است. منظور از رفتار به‌گونه‌ای که در روان‌شناسی تعریف‌شده آن دسته از حالات، عادات، اعمال و گفتار است که همواره قابل‌مشاهده، اندازه‌گیری، ارزیابی و بررسی و پیش‌بینی باشد. اما تمییز مفهوم نابهنجاراز بهنجار کار دشواری است اگرچه ملاک‌های متعددی برای این تمییز مطرح‌شده، ولی کافی نیستند. درواقع می‌توان گفت که بهنجاری و نابهنجاری روی یک پیوستار قرار دارند وهمین امر است که تمایز روشن‌بین این دو مقوله را دشوار می‌سازد. نابهنجاری، همان بهنجاری است اما دچار افراط یا تفریط شده است. باوجود مسائل مطرح‌شده، معیارهایی وجود دارد که اگرچه ناکافی هستند ولی به این تمایز کمک می‌کنند. یکی از ملاک‌ها این است که آیا رفتار باعث درد و رنج می‌شود یا خیر. معمولاً رفتار نابهنجار باعث ناشادی افراد می‌شود. ملاک دیگر این است که بررسی شود یک رفتار تا چه حد ناسازگارانه است، به این معنا که آیا این رفتار با بهروزی فرد و جامعه تداخل می‌کند یا خیر. ملاک سوم، بررسی این وضعیت است که آیا رفتار براساس زمان و مکان قابل توجیه عقلانی است یا خیر. ملاک چهارم، بررسی میزان کنترلی است که فرد بر رفتارش دارد. معمولاً رفتارهای نابهنجار در کنترل و احاطه فرد قرار ندارند. ملاک بررسی این موضوع این است که آیا رفتار حاضر، ازجمله رفتارهایی است که با قراردادهای اجتماعی (هنجار اجتماعی) در تضاد است و این رفتار توسط گروه اقلیت یا اکثریت موردتوجه است یانه.رفتارهایی که باارزش‌های جامعه تطابق ندارند و توسط اقلیتی از جامعه بروز می‌کنند، می‌توانند نابهنجار تلقی شوند. همچنین در تعریف اختلال رفتاری باید به میزان، شدت، طول مدت، سن و موقعیتی که رفتار در آن بروز می‌کند توجه داشت.

میزان:‌به این نکته که رفتاردریک دوره زمانی چقدر رخ می‌دهد، اشاره دارد.گاهی بیشتر کودکان بدون اجازه از جای خود بلند می‌شوند، کتک‌کاری می‌کنند اما کودکی که هرروز نزاع می‌کند یا هردودقیقه ازجایش برمی‌خیزد، میزان بالا و غیرعادی ازاین‌گونه رفتارها را نشان می‌دهد.

شدت: به نیرومندی یا بزرگی رفتار اشاره دارد. برای مثال چنانچه کودکی به خاطر ناکام شدن دررسیدن به هدف با مشت بر روی میز بزند، ممکن است ضربه‌ای که به میز می‌زند به‌گونه‌ای باشد که سروصدای زیادی ایجاد کند و یا اینکه به‌قدری شدید باشد که به دست یا میز آسیب وارد کند. مورد اول پاسخی عادی در نظر گرفته می‌شود، اما مورد دوم رفتار شدیدتر به عنوان واکنشی غیرعادی تلقی می‌گردد.

طول مدت: مقدار زمانی است که یک رفتاردوام یابد.هر کودکی ممکن است گاهی به دلیل آسیب دیدن احساساتش بهانه‌گیری و گریه و زاری کند. اما قشقرق و گریه و زاری که یک ساعت یا دو ساعت ادامه می‌یابد با طغیان ده‌دقیقه‌ای کاملاً متفاوت است.

تناسب سنی: رفتارهای متناسب با سن به این واقعیت اشاره دارند که برخی از رفتارها در کودکان سنین معین، کاملاً بهنجار است اما همان رفتارها اگر به سنین بعدی ادامه یابند یا اینکه قبل از سن مورد انتظار بروز کنند، می‌تواند مشکل‌ساز و نابهنجار تلقی شوند. مثلاً ترسیدن از هیولا در خانه و چسبیدن به والدین رفتارهایی هستند که اگر از سوی کودکان ۵ یا ۶ ساله دیده شوند متناسب با سن هستند اما اگر در سنین بالاتر مشاهده شوند، غیرطبیعی تلقی می‌شوند.

البته نکته مهمی که باید به خاطر سپرد این است که وجود دوره واحدی ازآنچه نابهنجار به نظر می‌رسد، به معنی وجود آشفتگی و اختلال رفتاری در کودک نیست. حوادثی که در زندگی کودک رخ می‌دهند، همین‌طور فشارها و تغییرات بشری او می‌توانند منجر به بروز مشکل رفتاری شده یا باعث شوند او چندین هفته رفتارهای جدید و مشکل رفتاری نشان دهد. رفتارهایی نابهنجاردرنظرگرفته می‌شودکه چندین ماه ادامه پیداکندو علت قابل‌شناسایی بلافاصله نداشته باشند مثل جدایی والدین، مرگ یکی از بستگان و …(کاکاوند، ۱۳۹۲).

با توجه به مطالب یادشده شاید بتوان اختلالات رفتاری را این‌چنین تعریف کرد: رفتارهای گوناگون افراطی، مزمن، انحرافی که گستره آن شامل اعمال تهاجمی یا برانگیختگی ناگهانی، اعمال افسرده گونه وگوشه‌گیرانه می‌باشد وبروز آن‌ها به‌دوراز انتظار مشاهده‌کننده است، به‌طوری‌که وی آرزوی توقف این‌گونه رفتارها را دارد، انواع اختلالات رفتاری عبارت‌اند از: اختلال بیش‌فعالی، ترس، رفتار ضداجتماعی و خشم (نراقی و نادری، ۱۳۹۳).

[۱] Rhodes and paul

[۲] Biet

[۳] Kerk

[۴] Wood

۲۳۰۰۰ تومان – خرید
royalit

محصولات مرتبط
s

مبانی نظری درگیری شغلی (پیشینه ...


16500 تومان 2 ۲۱ مرداد ۱۳۹۷
s

مبانی نظری بازی درمانی (پیشینه ...


23000 تومان 8 ۲۳ دی ۱۳۹۷

دیدگاه ها

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -